الشيخ عباس القمي
172
يازده رساله ( فارسى )
ولادت آن حضرت در مدينه در يازدهم ذيقعده سنه 148 و شهادتش در ايّام صفر در خلافت مأمون ( لع ) سنه 203 واقع شد . و ديگر ، پسر آن حضرت ؛ امام عباد و نور بلاد حضرت ابو جعفر محمّد بن على الجواد - صلوات اللّه عليه - است كه از القاب شريفهاش تقى است ، و در وقت وفات حضرت رضا عليه السلام به سنّ نه سالگى يا هفت سالگى بود ، لاجرم بعضى از مردم از جهت صغر سن آن جناب عليه السلام در امامتش تأمّلى داشتند تا آنكه علما و افاضل و اشراف واماثل شيعه از اطراف عالم متوجّه حج گرديدند ، و بعد از فراغ از مناسك حج به خدمت آن جناب عليه السلام رسيدند ، و از وفور مشاهدهء معجزات وكرامات وعلوم و كمالات اقرار به امامت آن منبع سعادات نمودند ، و زنگ شك و شبهه از آينه خاطرهاى خود زدودند ، و به روايت شيخ كلينى سى هزار مسأله از غوامض مسائل از آن معدن علوم و فضائل سؤال كردند و از همه جواب شافى شنيدند . و چون مأمون را بعد از شهادت حضرت رضا عليه السلام ، مردم هدف طعن و ملامت ساخته بودند مىخواست كه به ظاهر خود را از آن جرم و خطا بيرون آورد ، چون از سفر خراسان به بغداد آمد حضرت جواد را از مدينه به بغداد طلبيد ، چون آن جناب به بغداد وارد شد مأمون پيش از آنكه آن حضرت را ملاقات كند روزى به شكار رفت ، در بين راه حضرت جواد را ملاقات كرد پس به صحرا شد و بازِ او ماهى كوچكى از هوا صيد كرد ، و مأمون مراجعت كرده در بين راه بار ديگر حضرت جواد را ديد و آن ماهى را در ميان دست خود پنهان كرد و به آن حضرت گفت اين چيست ؟ فرمود : حق تعالى درياهائى خلق كرده كه ابر از آن درياها بلند مىشود و ماهيان
--> تو را گوهر بىنظيرى از سخن است كه در دستان چينندهء آن درّ مىريزد . پس چرا مدح و ستايش على بن موسى و فضائلى را كه در او جمع است واگذشتهاى ؟ گفتم من توانائى ستايش امامى راكه جبرئيل خدمتكار پدر او بوده ، ندارم . زبانهاى فصاحت از توصيف او قاصر است و به همين جهت شعر گنجايش مدح او را ندارد . )