الشيخ عباس القمي

156

يازده رساله ( فارسى )

جناب عليه السلام به عدم سقوط ديوارى كه مشرف بر انهدام بود و آن حضرت در پاى آن نشسته بود . و ديگر نرم شدن آهن زره به دست آن حضرت ، چناچه خالد گفته كه ديدم آن جناب حلقه‌هاى زره خود را با دست خويش اصلاح مىكرد و به من فرمود : اى خالد ، خداوند به سبب ما و به بركت ما آهن را در دست داود عليه السلام نرم ساخت . و ديگر شهادت نخلهاى مدينه به فضيلت آن جناب عليه السلام و فضيلت پسر عم و برادرش رسول خدا صلى الله عليه و آله ، و نام گذاشتن آن حضرت آن نخلها را به صيحانى . و ديگر سبز شدن درخت امرودى « 1 » به معجزه آن حضرت . و اژدها شدن كمان به امر آن حضرت عليه السلام . و سلام كردن شجر و مدر به آن جناب عليه السلام در اراضى يمن . و كم شدن آب فرات هنگام طغيان آن به امر آن حضرت عليه السلام ؛ و از اين قبيل زياده از آن است كه احصاء شود . « 2 » بيست و هشتم : آنكه آن حضرت احلم مردم بود و عفوكننده‌ترين مردمان بود از كسى كه با او بدى كند ، و صحّت اين مطلب معلوم است از آنچه كرد با دشمنان خود مانند مروان حكم ، و عبداللّه بن زبير ، و ديگران كه در جنگ جمل بر ايشان مسلط شد و ايشان اسير آن حضرت شدند ، تمامى را رها كرد و متعرض ايشان نشد ، و چون بر صاحب هودج « 3 » ظفر يافت نهايت شفقت و لطف در حق او مراعات نمود و او را به مدينه برگردانيد . و اهل بصره شمشير بر روى او و اولادش كشيدند و بر آن حضرت ناسزا گفتند چون ايشان غلبه كرد شمشير از ايشان برداشت و آنها را امان داد و اموال و اولادشان را

--> ( 1 ) ( . درخت گلابى . ) ( 2 ) ( . به ) بحارالانوار ( ، ج 41 و ) مدينة المعاجز ( مراجعه شود . ) ( 3 ) ( . صاحب هودج : منظور عايشه است كه در جنگ جمل داخل هودجى سوار بر شتر شركت داشت و جنگ رارهبرى مىكرد . )