الشيخ عباس القمي
134
يازده رساله ( فارسى )
موصلى ، و مذبوح شدن همسايه محمّد بن عبّاد و غير ايشان ، و نزول عذاب بر حارث بن نعمان فهرى كه از قبول مولائيت آن جناب سر بر تافت و كراهت شديد از آن ظاهر نمود . « 1 » چهاردهم : آنكه آن حضرت اعلم و داناترين مردم بود و پيوسته ملازمت خدمت رسول صلى الله عليه و آله داشت ، و از مشكوة نبوى اقتباس مىنمود ، و در هنگام رحلت از دنيا رسول خدا صلى الله عليه و آله هزار باب از علم تعليم او نمود كه از هر بابى هزار باب مفتوح مىگشت . « 2 » و پيغمبر صلى الله عليه و آله فرموده بود « انَا مَدينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بابُها » « 3 » قالَ الشَّيْخُ الازري : انَّما الْمُصْطَفى مَدينَةُ عِلْمٍ * وَ هُوَ الْبابُ مَنْ اتاهُ اتاها « 4 » چه گفت آن خداوند تنزيل و وحى * خداوند امر و خداوند نهى كه من شهر علمم عليّم در است * درست اين سخن قول پيغمبر است گواهى دهم كاين سخن راز اوست * تو گوئى دو گوشم بر آواز اوست « 5 » و بسيار اتفاق مىافتاد كه صحابه احكام الهى بر آنها مشتبه مىشد ، و طريق تخلّص از آن را نمىدانستند جز رجوع كردن به آن حضرت ، و بعضى غلط گاهى فتوى مىدادند آن حضرت ايشان را به طريق صواب مىداشت ، لهذا عمر مكرّر گفت : لَوْلا عَلِيٌّ لَهَلَكَ عُمَرُ . « 6 »
--> ( 1 ) ( . به ) بحارالانوار ( ، ج 39 ، ص 311 ، باب 88 مراجعه شود . ) ( 2 ) ( . ) بحار ( ، ج 40 ، ص 127 به بعد . ) ( 3 ) ( . ترجمه : من شهر دانشم و على دروازه آن است . ) بحار ( ، ج 40 ، ص 200 . ) ( 4 ) ( . ترجمه : همانا پيامبر مصطفى صلى الله عليه و آله ) ( شهر علم است و او ( على عليه السلام ) ( ) دروازهء آن ، و كسى كه به دروازه درآيد به شهر ) ( درآمده است . ) ( 5 ) ( . اين سه شعر قسمتى از اشعار بلندى است كه حكيم ابوالقاسم فردوسى طوسى شاعر نامدار فارسى ( متوفاى ) ( 416 ق ) سروده و ضمن آن به شيعه بودن خود و دوستدارى و پيروى اميرمؤمنان على عليه السلام ) ( تصريح كرده است . ) ( 6 ) ( . ترجمه : اگر على عليه السلام نبود عمر هلاك مىشد . )