الشيخ عباس القمي

115

يازده رساله ( فارسى )

و چه معايب و مثالب كه از براى آن حضرت عليه السلام وضع نمودند ، و بر بالاى همه منبرها او را لعن كردند ، و كسانى كه مدح آن حضرت مىنمودند زجر مىكردند بكله حبس مىكردند و مىكشتند ، و از روايت حديثى كه متضمّن فضيلت يا موجب شهرت آن حضرت بود منع مىنمودند ، حتى آنكه مردم مىترسيدند از اينكه فرزندى را على نام كنند ، و كسى كه نام او على بود نام خود را مخفى مىنمود و با وجود اينها نام آن حضرت بلندتر و درجه او در نظرها رفيع‌تر شد ، مانند مُشك كه هر چند او را بپوشانند عطرش منتشر شود ، و هر قدر پنهانش دارند بوى خوشش زيادتر گردد ، و مثل آفتاب كه به كف دست پوشيده نشود ، و مثل روشنائى روز كه اگر يك چشم آن را نبيند چشمهاى بسيار او را مشاهده كنند . وَكَمْ اشارُوا وَ كَمْ ابدَوْا وَكَمْ سَتَرُوا * والْفَضْلُ يَظْهَرُ مِنْ بادٍ وَ مُسْتَتَرٍ « 1 » و چه گويم درحقّ مردى كه هر فضيلتى به او منسوب و هر فرقه‌اى و طايفه‌اى او را مجذوب است ؛ رئيس همه فضايل و سرچشمه همه محامد و خصايل ، و دوشيزگى فضل را او برده و در ميدان فضيلت از همه پيشتر رانده ، و پستان فضل را او دوشيده و مكيده ؛ هر كه را در فضل كمالى به ظهور آيد از او باز گرفته و به او پيروى كرده ، و به دنبال او درافتاده : مَنْ جاءَ بِالْقَوْلِ الْبَليغِ فَناقِلٌ * عَنْهُمْ وَ الّا فَهْوَ مِنْهُمْ سارِقٌ « 2 » و تو مىدانى كه اشرف علوم علم الهى است ؛ زيرا كه شرف علم به شرف معلوم است ، و معلومِ علم الهى اشرف موجودات است ، پس علم الهى اشرف علوم خواهد بود ، و اين علم به اين شرافت كه دانستى مقتبس است از كلام آن حضرت و از او نقل شده و به او منتهى شده ، و ابتداى آن از او است ، و طائفه معتزله كه اهل توحيد و عدل

--> ( 1 ) ( . ترجمه : و چقدر اشاره كردند و چقدر آشكار ساختند و چقدر پنهان نمودند ، وفضيلت و برترى از پيدا و پنهان ) ( آشكار مىشود . ) ( 2 ) ( . ترجمه : هر كس كلام بليغ و رسايى بياورد از ايشان نقل مىكند ، و گرنه از ايشان دزديده است . )