الشيخ عباس القمي
116
يازده رساله ( فارسى )
و ارباب نظرند و مردم اين علم را از ايشان تعليم مىگيرند همه شاگردان آن حضرتند ، زيرا كه بزرگ ايشان و اصل بن عطا شاگرد ابو هاشم عبداللّه بن محمّد بن حنفيّه است ، و ابو هاشم شاگرد پدر خود بوده ، و پدرش شاگرد آن حضرت بود . و بعد از آن سخن را دراز كشيده است در اينكه بازگشت همه علما و فقهاى اسلام به حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام است ؛ تا آنكه مىگويد : محمد بن ادريس شافعى « 1 » انصاف داده است هنگامى كه از او پرسيدند تو در حق على عليه السلام چه مىگوئى ؟ گفت : چه بگويم در حق كسى كه « اخْفَتْ اوْلِيائُهُ فَضائِلَهُ خَوْفاً ، وَ اخْفَتْ اعْدائُهُ فَضائِلَهُ حَسَداً ، وَ شاعَ مِنْ بَيْنِ ذَيْنِ مامَلَأَ الْخافِقَيْنِ » يعنى دوستان او از جهت خوف و بيم فضائل او را پنهان داشتند ، و دشمنان او از راه كينه و حسد مناقبش را مخفى كردند ، و از ميان دو خفا چندان فضايل او شايع شد كه خافقين « 2 » را پر كرد . « 3 » ابن مردويه در كتاب خود گويد كه نافع بن ازرق به عبداللّه بن عمر گفت : من على را دشمن مىدارم ! گفت : خدا تو را دشمن بدارد ، دشمن مىدارى مردى را كه يك سابقه از سوابق او در اسلام بهتر است از دنيا و ما فيها . « 4 » فقير گويد : بس است در فضيلت اميرالمؤمنين عليه السلام آنكه دشمنان آن حضرت چندان از مناقب آن بزرگوار نقل كردهاند كه ضبط نتوان كرد ، و كافى است در اين مقام ذكر اشعارى كه عمرو بن عاص كه اعدى عدوّ آن حضرت است در مدح او انشاد كرده است .
--> ( 1 ) ( . متوفاى 204 . ) ( 2 ) ( . مشرق و مغرب . ) ( 3 ) . شرح نهجالبلاغه ( ، ج 10 ، ص 16 - / 30 . ولى كلام شافعى در اينجا نيست . ) ( 4 ) ( . در ) بحارالانوار ( ، ج 39 ، ص 310 از كتاب ) كنز الفوائد ( كراجكى نقل شده است . )