حسن الحسيني الخراساني القوچانى ( آقا نجفى قوچانى )

60

وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى )

هركه بينش او به چيزها رسد ، و زبان او راست گويد و بدانچه اوراست خرسند بود ، و قناعت كند و چشم طمع به حقوق ديگران نداشته باشد راست‌كار و دادگر است و راستگوى ، چو حركات لسان كه گفتار است و حركات ساير اعضا كه كردار است از هواى و خطرات سينه‌ها رويد و در ستم و داد و راستى و دروغگويى مناسب آن باشد كه گفته‌اند ، گندم از گندم برويد ، جو ز جو « 1 » و از اين دو اندازه كه گفتم ، هيچ كار مردم به در نشود ، پس من نيز تو را از همهء كارهاى مردم خبر و جواب دادم . ليناس گفت : من چگونه بدانم كه از اين دو اندازه هيچ‌چيز به در نشود ؟ و حال آنكه بسيارى از كارها بر من نگذشته و شايد در آينده بگذرد و نيز بسيارى از كارهايى كه بر مردم گذشته و يا نگذشته بر من نخواهد گذشت ، پس چگونه به‌طور كلّى حكم كنم كه تمام كارها از اين دو اندازه به در نشود ؟ ارسطو گفت : بازجوى در كارها كه بر تو نقدا و روز به روز مىگذرد و گذشت تا بر تو روشن شود كه هيچ از اين اندازه بيرون نشود ، اگر از آن است كه پس از جستجو و استقراء در كارهايى كه از تو در گذر است و يا گذشته ، و يافتى و فهميدى كه هيچيك از اين اندازه كه گفتم بيرون نشود آن كار را نيز كه بر تو نگذشت هم از شمار آن گير كه بر تو گذشته و يا خواهد گذشت . ليناس گفت : من چگونه آن را كه بر من نگذشت در شمار آن گيرم كه بر من گذشت ، و بر وى همان حكم كنم ؟ زيرا كه اين كمتر از استقراء ناقص است بلكه از قبيل تمثيل و قياس جزئى به جزئى ديگر است « 2 » كه افادهء ظن هم نمىكند تا چه رسد به يقين .

--> ( 1 ) - مصراع اوّل اين شعر چنين است : « از مكافات عمل غافل مشو » . تصوّر مىكردم كه اين شعر در مثنوى باشد ولى با مراجعهء مكرّر به معجم ابيات و حتّى به نسخ مختلف در مثنوى نيافتم و از بعضى اساتيد ادبيات نيز پرسيدم ، متأسفانه به نتيجه نرسيدم ، البته شهرت و مضمون درست اين شعر كه مطابق با واقع و برگرفته از آيات و روايات و براساس عقل و منطق است ، بىنياز از ذكر مأخذ مىنمايد . ( 2 ) - تمثيل ، يكى از اقسام حجّت و استدلال است كه در آن حكمى را براى چيزى از راه شباهت آن با چيز ديگر معلوم مىكنند ، به عبارتى وقتى كه دو چيز وجه اشتراك يا جهت شباهتى دارند ، حكم مىكنيم كه در نتيجه آنها همانند يكديگر خواهند بود ، پس تمثيل حكم به جزئى از روى حكم جزئى ديگر است كه در -