حسن الحسيني الخراساني القوچانى ( آقا نجفى قوچانى )

59

وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى )

« الضرورات تبيح المحذورات » . « 1 » ليناس گفت : ستم و دروغ در چه چيز به هم ماند ؟ « 2 » ارسطو گفت : هر دو را كار از نهاد خود بيفكندن است ، چنان‌كه سخن اگر مطابقه نكند با واقع از نهاد خود افتاده ، همچنين تصرّف در حقوق غير ، از نهاد خود افتاده و ميزان در تعيين نهاد كار و گفتار ، عقل كامل است و يا شريعت خدايى ، پس خوردن مال غير و يا ميته « 3 » در حال مخمصه بر نهاد خود است و در غير اين حال از نهاد خود افتاده . ليناس گفت : ستم و داد كسى كند كه كارگزار و قاضى بود ، كه كارگزار در كار ستم و داد كند و قاضى در حكم و گفتار خود ستم و داد كند ، و من تو را از همهء كارها بپرسم و تو فقط از كار قاضى و كارگزار جواب گويى ! [ مردم همه قاضيند ] ارسطو گفت : مردم همه قاضيند از ايشان ، برخى قاضى خاصّند و برخى قاضى عام ، هركه بينش او در كارها بلغزد و زبان او دروغ گويد و بدانچه او را نبود و سزاوار آدمى نبود ، در او درآويزد ستمكار است و دروغ‌زن ستمكار است و لو به نفس خود كه بر خود زيان رسانيده است و در تصديق به فايدهء او براى خود دروغگو خواهد بود ، چو هر كارى كه آدم مىكند و لو قبيح باشد ، از آن كار براى خود نفعى و لذّتى تصديق نموده كه بر آن كار اقدام مىكند و در آن تصديق به ناچار دروغ‌زن خواهد بود ، پس تمام مردم قاضى و كارگزارند يا نسبت به خود و يا نسبت به حقوق غير ، و در هريك از اين دو قضاوت يا ستمگر بود و يا دادگر و

--> - آمده است : « و ان الله يحب ان يعبد فى السر كما يحب ان يعبد فى العلانية ، و المذيع لأمرنا كالجاحد لنا » يعنى : تقيّه روش من و پدران من است و هركه تقيّه ندارد ، دين ندارد ( به مخاطبش مىفرمايد : ) اى معلىّ ! كسى كه فاش كند سرّ ما را مانند كسى است كه منكر ما است . ( 1 ) - قول علما و فقها است و از مضامين آيات و روايات استفاده شده ، بلكه به صورت قاعده‌اى از قواعد فقه و اصول درآمده است و در بسيارى از موارد مورد استفاده است ، از عبادات گرفته تا بيع و تجارت و اخلاقيّات ، بخصوص در كتب و ابواب فقهى به اين عبارت زياد برخورد مىكنيم . ( 2 ) - در نسخهء آقاى مينوى عبارت چنين است : « ستم و دروغ در چه به هم مانند ؟ » و در سطر بعد « هر دو كار را از نهاد خود بيفكند ، نيست » . ( 3 ) - ميته : مردار و مخمصه : گرفتارى شديد .