حسن الحسيني الخراساني القوچانى ( آقا نجفى قوچانى )
55
وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى )
بنمودى ؟ ارسطو گفت : هيچ مخالفت ميان هر دو يافتى ؟ ليناس گفت : هيچ دو را مخالف گوهر نيافتم الّا مخالف كار چون معلوم شد كه كار هوا ساختن و كار روان روشنى و فروغ دادن است . لكن دوست مىدارم كه تو فرق ميان سيرت روان و سيرت هوا را بنمايى ، به نشانههاى روشن كه كار هريك از آن ديگر جدا كند ، ظاهرا اينكه عوض كار گوهر باشد و كلمهء ( كار ) سهو است از قلم كاتب . ارسطو گفت : هرچه بدى است همه كار هواست و هرچه نيكى است همه كار نفس است . اجمالا ليناس اقرار نمود كه من كار هوا را فهميدم كه غير از كار نفس است و با اين جواب ارسطو بىمورد خواهد بود ، چو ليناس از فرق بين گوهر اين دو سؤال مىكند ، و ارسطو جواب مىدهد از جدايى كارهاى هوا و كارهاى روان . ليناس گفت : من فرق ميان خوبكارى روان و زشتكارى هوا از فرق ميان گوهر هوا و گوهر نفس بهتر نمىدانم ، يعنى تا فرق بين دو گوهر پيدا نشود ، فرق بين كارهاى اين دو گوهر به خوبى معلوم نگردد چون پرروشن است كه دانايى از طرف علّت و سبب تمامتر است تا از جاى ديگر و چون ارسطو عاجز بود از بيان گوهر روان و گوهر هوا ، ازاينرو از آن اعراض نمود و درصدد بيان كار و اوصاف اين دو برآمد ، « 1 » همچنان كه فرعون سؤال از گوهر حق نمود ، حضرت موسى جواب به اوصاف و كارهاى مخصوصهء خداوند داد . ارسطو گفت : خوبكارى و نيكى آن است كه چون به تو رسد ، تو را به صلاح آرد ، و بدى آن است كه چون به تو رسد ، در تو تباهى آرد .
--> ( 1 ) - شناخت نفس به عبارتى روح و روان آدمى به راستى كه از طريق علم و فلسفه قابل شناخت نبوده و به قول دكتر آلكيس كارل « موجود ناشناخته » و كورسى موريسن « راز ناشناخته » است و شايد مقصود آيهء مباركهء 85 ، سورهء اسراء همين باشد « وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي . . . » يعنى اى پيامبر مردمان راجع به روح از تو مىپرسند ، بگو روح از ( عالم امر ) امر پروردگار من است . درست است كه دهها تعريف از طرف فلاسفه و دانشمندان اسلامى و غير اسلامى ، شرقى و غربى ارائه شده است ، ولى بايد گفت : آنچه بدون استناد به منبع وحى گفتهاند ، چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند ! و امّا هوا نيز از قواى نفس و يا مرحلهاى از مراحل نفس و بالاخره در ارتباط با نفس است و شناخت آن نيز به شناخت نفس مربوط مىشود .