حسن الحسيني الخراساني القوچانى ( آقا نجفى قوچانى )

34

وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى )

الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً » « 1 » كسى كه حكمت به او داده شود ، خير زيادى به او داده شده است ، در آخرت غرق رحمت و نعمتهاى الهى خواهد بود و فعلا اين شاگردان اظهار ارجمندى و بلندى مقام حكمت را مىنمايند كه بر جهّال واجب است ، تحصيل آن محض ترغيب به آن ، اسيامانكن چنين مىگويد : كه اگر فايدهء حكمت فقط همين بود كه اسم نادان ، دانا شود ، واجب بود كه انسان در طريق تحصيل آن بكوشد كه از نادانى و جهالت كه عذاب است براى خرد بيرون شود كه راحت شود . ديگرى گفت اگر خود فايدهء حكمت فقط از براى اين نام حكيم و فيلسوفى بودى ، بجستمى اين نام را به تحصيل نمودن حكمت را و حال آنكه بىاندازه فوايد كثيره دارد كه فايدهء كوچك و دنيوى آن همان نيك‌نامى است و اينها مىخواهند بگويند همان نيك‌نامى كه در تحصيل حكمت حاصل مىشود كافى است در ايجاب نمودن تحصيل آن را . رينون گفت : اگر براى هيچ‌چيز رغبت نكردمى بدين نام فيلسوفى براى آن بجستميش تا از فزع و سهم مرگ امن يافتمى ، چنان كه ارسطو ايمن شده است ، از اينجا هم معلوم مىشود مقام پستى از حكمت را دارا بوده كه از مرگ ترسان است . قريطون گفت : بزرگترين منفعتهاى اين علم آن است كه غمهاى فراوان مرا يكى كرده چون غمهاى دنيا زياد است زيرا كه خانهء پردرد و بلا است « 2 » و البته هر دردى موجب غمى است و حكمت تمام اين غمها را بر طرف كند ، فقط در غم بعد از مردن باشد كه او را رفع مىنمايد ، و وقتى كه غم يك غم بود ، مغلوب آن يك غم نمىشود چون همّت او در سر رفع آن يك غم جمع است . « أللهم اجعل همى هما واحدا » « 3 » و اين يكى از نعمتهاى الهى است كه مقصود يك چيز باشد كه پس از حصول آن محتاج به چيز ديگر نشود و حكمت چنين است كه پس از حصول آن احتياج به چيز ديگرى نيست ، و هم او است كه تأمين مىكند آتيهء انسان را ، پس فقط همّت به تحصيل حكمت بايد گماشت علما و اخلاقا و

--> ( 1 ) - بقره / 269 : و به هركس دانش داده شد ، خير فراوانى داده شده است . ( 2 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 217 : « دار بالبلاء محفوفة و . . . » . ( 3 ) - خدايا غم مرا تنها به غم ( ذكر و ياد خودت ) منحصر كن !