حسن الحسيني الخراساني القوچانى ( آقا نجفى قوچانى )
32
وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى )
رَبِّها » « 1 » چنانكه حضرت صادق عليه السّلام در اصول كافى ، عقل و جهل و شرح جنود و لشكر اين دو قهرمان را به تفصيل نقل نمود ، و كيفيت معاندت و مدافعهء اين دو لشكر را بيان فرموده ، و پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله اين جهاد را جهاد اكبر گفته و البته جنگ با دشمن خانگى كه دير كشته شود بلكه هيچ كشته نشود و حالت خنوس در او باشد و خود را شبيه مرده سازد و همچون خارپشت كه سر خود را به ميان خارها پنهان كند كه گمان شود كه مرده است و لكن در كمين و مراقب باشد كه اگر غفلتى شود ، كار خود را انجام دهد ، با چنين دشمنى بزرگترين جهاد خواهد بود و تا آخر عمر بپايد و اگر بگذرد و بگشايد و فاتح شود و بر دشمنان غالب شود و حفظ نمايد ، سرحدّ خود را تا دم مرگ به كرامت مىرسد كه « إذا مات العالم فى طلب العلم مات شهيدا » « 2 » و باز فرمود : « اذا مات العالم ثلم فى الاسلام ثلمة لا يسدها شيء الى يوم القيامة » « 3 » از هرچه مىرود ، سخن دوست خوشتر است . رينون گفت : چيست نهاد اين مثل ؟ چون تمثيل تشبيهات است ، مىپرسد كه در آنچه گفتگو داريم ، چه چيز نگهدارندهء رخنه و دربند است و چه چيز خود دربند است ؟ و دشمن كدام است و رنج و زحمت جهاد چيست ؟ آن فاضل در جواب گفت : « امّا مقيم در ثغر ، نفس فيلسوف و حكيم است و ثغرش تن است » كه قواى حيوانيّه با او است كه شهوت و غضب است و آنچه اخلاق رذيله از بخل و حسد و تكبّر و حرص و اعمال قبيحه است ، از اين دو قوّهء شهوت و غضب روييده مىشود و از اين جهت مىگويد كه آنچه تن ثغر او است كه راه و رخنهء آمدوشد دشمن است كه بايد از او نگهدارى شود كه داخل مملكت دل انسان نشود ، آز و نياز و خشم است يعنى حرص و فقر و احتياج كه از شهوت خيزد و خشم از غضب خيزد و نفس
--> ( 1 ) - ابراهيم / 24 و 25 : كه ريشهء آن ثابت ( در زمين ) و شاخهء آن در آسمان است ، ميوههاى خود را هر زمان به اذن پروردگارش مىدهد . ( 2 ) - هرگاه عالمى در راه تحصيل علم بميرد ، شهيد از دنيا رفته است ( اجر شهيد را به او مىدهند ) . ( 3 ) - كافى ، ج 1 / 38 به اين مضمون با اندك تفاوتى چند روايت در كتب معتبره آمده است . يعنى : « هرگاه عالمى بميرد ، رخنهاى در اسلام ايجاد شود كه هيچچيز آن را تا روز قيامت مسدود نسازد » در بعضى روايت ذكر علّت نيز فرموده است : چه آنان سنگرداران اسلامند .