حسن الحسيني الخراساني القوچانى ( آقا نجفى قوچانى )
19
وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى )
نيز بر ما ناگوار و مرگ گوارا شود ؟ ! ارسطو گفت : سزاتر چيزى كه جويندهء دانش و دوستدار حكمت از آن به مقصود رسد ، كوشش گوينده است در آنكه نگويد الّا راست ، و راست بودن كلام گوينده آن است كه سخن او مطابق واقع و مطابق عقيدهء گوينده و مطابق حال و عمل گوينده باشد و غرض از آن هم بس گذر يافتن و رسيدن شنونده باشد به آن و كوشش شنونده در آنكه نشنود الّا درست به همانطورىكه گوينده گفته است حتّى در مطابقهء عمل و غرض ، چنانكه فرمودهاند : « ألكلام إذا خرج من القلب دخل فى القلب و إذا خرج من اللسان لم يتجاوز الآذان » « 1 » و نيز فرمودهاند : « أحسن المقال ما صدقه الفعال » « 2 » و اينطور گفت و شنيد بىمقدّمهء كوشش و مجاهدت صورت نگيرد ، چو حقّانيّت آن گفتار را بايد خرد رسيده باشد و به ثمرهء خوب او نيز برسد و كردار گوينده و شنونده بر او مرتّب شود ، و خرد نرسد مگر به خلاصى او از اوهام باطله ، و كردار با گفتار موافقت نكند مگر به پاكى دل از رذيلههاى زشت ، به بيان ديگر ، آنكه انسان بايد كوشش كند تا حق را برسد به برهان ، پس از آن كوشش كند تا به حق برسد به رأى العين ، چون كسى كه به برهان رسيده است مثل كورى است كه با عصا مىرود ، « 3 » پس از ديدن حق بايد كوشش كند تا كه به آن حق محقّق شود كه مقام عمل ، كاشف از آن است و اگر گوينده به اين مقام رسيد ، راستگو است چون خرد او راستگو است و سينهء او راستگو است و تن و اعضاى او راستگو است و شنونده نيز كوشش كند تا درست بشنود ، در هر سه مرحله درستشنو بشود ، اين است كه ارسطو به شاگردان خود
--> ( 1 ) - قول حكما و بزرگان است ، يعنى : سخن هرگاه از دل برآيد ، بر دل نشيند و هرگاه از زبان برآيد ، از حدّ گوشها ( و شنيدن تنها ) تجاوز نكند . ( 2 ) - به ظاهر مىنمايد كه قول حكيمى و بزرگى باشد هرچند كه به اين مضمون احاديثى نقل شده است . يعنى : بهترين گفتار آن است كه رفتار آدمى صدق آن را اثبات كند . ( 3 ) - با اينكه سخن دربارهء حال و مقال بنيانگذار فلسفه مشّاء و طرفدار سرسخت برهان يعنى ارسطو است ، ولى نويسنده به روش عرفا پاى استدلاليان را چوبين و پاى چوبين را سخت بىتمكين دانسته بلكه بالاتر از آن بسان كورى شمرده كه به كمك چوبدستىاش حركت مىكند !