حسن الحسيني الخراساني القوچانى ( آقا نجفى قوچانى )

20

وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى )

مىگويد ، اگرچه من تا به حال در مراحل سه‌گانه راست‌گفتار بوده‌ام كه اين حال خرّمى در دم مرگ در من پيدا شده است و شما كه در خود نمىيابيد لا بد در يكى از مراحل سه‌گانه درست‌شنوايى شما رخنه و خرابى داشته است با همهء كوششهاى گذشته هم‌اكنون من بكوشم در راست گفتن ، شما نيز بكوشيد در راست و درست شنيدن ، راست شنيدن كه خود هم بفهميد كه خطا نكرده‌ايد و به خود واقع رسيده‌ايد و درست شنيدن تصديق به فايده و ثمرهء دانش است كه در روان شما راسخ و ريشه انداخته باشد ، و پذيرفتن كه درست شنيدن در مقام عمل است ، به بيان ديگر دانش كه در روان و رود نمود اگر روان پاك باشد به زودى از اعضا و جوارح تن سبز كند و اسم آن سبزه ، عمل است چنان‌كه فرموده شده است : « ألعلم يهتف بالعمل فان أجابه و إلا إرتحل » « 1 » دانش آواز كند عمل را و اگر عمل پاسخ داد ، معلوم است كه در زمين پاك تخم دانش افتاده و الّا آن به زودى رحلت كند ، همچون تخمى كه در زمين ناپاك سبز نشده ، فاسد شود و در زاويهء نسيان پنهان گردد و آن سبزه بالاخره اگر سالم بماند ، ثمرهء خوب دهد در وقت جدايى روح از تن و ديدن آن ثمرات خوب در وقت مرگ باعث خرّمى است براى فيلسوف يعنى دوستداران حكمت و دانش و شما اى شاگردان من ! هنوز نه فيلسوفيد كه مردن را بر اين حيات ترجيح نمىدهيد ، نه شما دانيد كه معنى فيلسوف « 2 » دوست داشتن دانش است و روان اصل و مايهء حكمت است ، چون هر دو از سنخ روشنايى و آسمانى هستند و روان به حكمت يافتن خرسند گردد و از طلب بعد از رسيدن آرام گيرد ، و الّا اگرنه چنين بود بدان خرسند نشود [ و الّا بدان آرام نگيرد ] .

--> ( 1 ) - بحار الانوار 2 / 33 به نقل از « غوالى اللآلى » اين عبارت در نهج البلاغه ضمن كلمهء 358 از كلمات قصار امير المؤمنين عليه السّلام نيز چنين آمده است : « العلم مقرون بالعمل : فمن علم عمل را و العلم يهتف بالعمل ، فان اجابه و الا ارتحل عنه » يعنى : علم بستهء به عمل است پس هركه دانست ، عمل كرد ( اگرنه به واقع علم ندارد ) و علم عمل را ندا مىكند ( به سوى خود مىخواند ) اگر دعوت او را پذيرفت از آن علم سود برده مىشود و گرنه علم از عمل دور مىگردد ( يعنى آن علم بىسود خواهد بود و با جهل يكسان ) . ( 2 ) - اين كلمه غلط است ، چنان‌كه در نسخهء آقاى مينوى آمده است « فلسفه » كه به معنى دوست داشتن حكمت است ، صحيح مىباشد .