حسن الحسيني الخراساني القوچانى ( آقا نجفى قوچانى )

18

وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى )

مقدّماتى و زحماتى در طريق تحصيل و نگهدارى آنها انجام نگيرد و هريك از آنها بدون فكر و حيله و دسيسه و دروغ و ستم و امور ديگر صورت نگيرد و البته ادراك و هوش در تنظيم اين امور متفرّق گردد و اوقات انسان را مستغرق كند و علاوه بر اين ، خرد انسان كوچك بماند و سعه و احاطه پيدا نكند به كلّيات و چون اوقات را مستغرق كند حكمت اخلاقى و عملى نيز از بين برود و پرروشن است زيانكارى لذّات تن مر حكمت جستن را و چون معلوم بود كه شاگردان ارسطو لذّات تن را ترك نموده بودند ، مىگويد : و نه شما چون اين لذّت را نداشتيد و از دير زمانى ترك كرده‌ايد و به زهد و پرهيزگارى به‌سر مىبريد براى نماءداشت خرد « 1 » و گراييدن به دانش بگذاشتيد ؟ « 2 » و داعى شما بر ترك اين لذّات ، گراييدن به دانش و جستن حكمت بود . شاگردان جواب گفتند : آرى . ارسطو گفت : پس خستومنديد « 3 » كه لذّات تن كه تن از آن به نيرو شود ، تباه‌كنندهء خرد است ناچار تن كه پذيراى اين لذّات است ، به مقتضاى شهوت و غضب خود كه خرد را زيانكارند ، خود را زيانكارتر بود وقتى كه آثار و لوازم چيزى زيان‌آور بود ، خود آن چيز زيان‌آورتر بود ، پس به برهان ثابت شد كه تن مانع است از رسيدن به منافع حكمت و دانش و جدا شدن روح از تن سبب رسيدن به منافع حكمت است و چون علما و برهانا بر شاگردان اين مطلب ثابت گرديد ، بلكه مقدّمات برهان را از خود آنها اقرار گرفت . گفتند : ناچار راى ما ، ما را معترف كرد بدانچه از سخن تو درست گشت ، تا بدان سخن كه رسيديم ، لكن چون كنيم و چه سازيم تا ما نيز بر مرگ چنين دلير گرديم كه تويى ؟ و همچنين از حيات بپرهيزيم كه تو مىپرهيزى ؟ يعنى سخن تو را فهميديم و حقّانيّت آن در نزد ما درست گشت برحسب حكمت نظريّه و مقدّمات مسلّمه و براهين يقينيّه ولى آن حال تو را در خود نمىيابيم و ما را چاره‌اى بنما كه آن حالت در ما نيز پيدا شود كه حيات دنيوى

--> ( 1 ) - نماءداشت خرد : رشد دادن و شكوفا كردن عقل . در نسخهء آقاى مينوى ، نگاه‌داشت آمده است . ( 2 ) - بگذاشتيد : ترك كرديد . ( 3 ) - فعل مركّب از مادهء خستن - به ضمّ حرف اوّل ، يعنى قرار و آرام بودن ( برهان قاطع ، ج 3 ، حرف خاء ) . در اينجا عبارت چنين معنى مىدهد : شما آرام شديد و اطمينان يافتيد كه لذّتهاى بدنى و حيوانى عقل را تباه مىكند .