الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )
92
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )
شيطان از حركت در سه آسمان منع شد و او در چهار آسمان بود تا اينكه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله متولد شدند و شيطان از تمامى هفت آسمان دور شد ؛ توسط ستارگان هدف قرار گرفته مىشد و قريش گفتند : اين لحظه همان لحظهاى است كه از اهل كتاب شنيده بوديم . عمرو بن اميّه كه از فالگيران زمان جاهليت بوده است ، مىگفت : به اين ستارگان بنگريد كه به وسيلهء آنها هدايت مىشويم و راه خود را مىيابيم و به وسيلهء آنها فصل زمستان و تابستان را متوجه مىشويم و اگر يكى از ستارگان بيفتد ، همه چيز هلاك و نابود مىشود . صبح روز ولادت نبى مكرم اسلام ، بتى وجود نداشت مگر اينكه روى صورت به زمين افتاده بود . در آن شب ، صداى مهيبى از ايوان كسرى برخاست و ايوان به شدت لرزيد و چهارده سنگ كه بر بلنداى ايوان بودند ، افتادند . آب درياى سياه كم شد ، آب ساوه لبالب گرديد و آتشكده فارس خاموش شد . اين آتش هزار سال بود كه خاموش نشده بود و موبدان در آن شب ، در خواب ، شتر سركشى را ديدند كه شتران زيادى به دنبال او بودند ، از دجله گذشتند و وارد سرزمين آنها شدند . طاق ايوان كسرى ، از وسط شكاف برداشته و دجلهء عوراء ( بصره ) شكاف برداشته و پارهپاره شد . و در آن شب ، نورى از سمت حجاز منتشر شد و سپس گسترش يافت تا به مشرق رسيد ، و تخت و تاج پادشاهى در دنيا نماند ، مگر اينكه شكست و پادشاهان گنگ شدند و در آن روز نمىتوانستند سخن بگويند ، علم كهانت كاهنان و سحر ساحران باطل شد و در ميان عرب ، كاهنى باقى نماند مگر اينكه دوستش از او دورى كند ، و قريش در ميان عرب بزرگ و عزيز شد و قريش را آل اللّه ناميدند .