الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )
93
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : قريش را آل اللّه مىگفتند ؛ چونكه در بيت اللّه الحرام هستند . آمنه عليها السّلام مىگويد : وقتى كه فرزندم را به دنيا آوردم ، دست بر زمين نهاد و سرش را به آسمان بلند كرد و به آسمان نگريست . سپس از او نورى خارج شد كه هر چيزى در برابر آن نور ، بىنور بود و شنيدم كه از ميان نور كسى مىگويد : همانا تو آقاى تمامى بشر را به دنيا آوردى ، پس او را محمد بنام ! سپس عبد المطّلب نزد آمنه رفت تا او را ببيند و آمنه آنچه را شنيده بود ، به او گفت . عبد المطّلب كودك را از مادر گرفت و در آغوش فشرد و گفت : الحمد للّه الذى اعطانى * هذا الغلام الطيّب الاردان قد ساد فى المهد على الغلمان « خداوندا ، تو را شكر مىكنم به خاطر اين كودكى كه پاك و طيب است و آن را به ما عطا كردى . او بر تمامى كودكان سرور و برتر است . » عبد المطّلب كودك را به تمامى اركان كعبه تعويذ نمود و اشعارى در آنجا سرود . امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : ابليس تمامى شياطين را فراخواند و همگى نزد او جمع شدند و به ابليس گفتند : اى آقاى ما ، چه چيز شما را ناراحت كرده است ؟ ابليس به آنها جواب داد : واى بر شما ! از امشب ، مرا از آسمان و زمين منع كردند . هرآينه در زمين ، اتفاقى بس بزرگ افتاده است ، همانند اتفاقى كه در زمان تولد عيسى بن مريم افتاد . برويد و خودتان ببينيد كه چه شده است ؟ شياطين همگى پراكنده شدند و سپس بازگشتند و گفتند : ما