الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )

76

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )

قل للذى طلب السّماحة و النّدى * هلّا مررت بآل عبد مناف هلّا مررت تريد قراهم * منعوك من ضرر من اكناف و الخالطين فقيرهم بغنيّهم * حتّى يكون فقيرهم كالكاف و الموعدين بكل وعد صادق * و الراحلين برحلة الايلاف عمرو العلى هشم الثريد لمعشر * كانوا بمكة مسنتين عجاف « به كسى كه دنبال جوانمردى و كرم مىگردد ، بگو : آيا نزد خاندان عبد مناف رفته‌اى ؟ آيا نزد آنها نرفته‌اى تا تو را از گرسنگى و دربه‌درى نجات دهند ؟ خاندانى كه در زمان سختى ، به ديگران كمك كردند ، به‌طورىكه نيازمندان را بىنياز نمودند . وعده‌هاى آنان راست بود و كاروان‌هايى را براى ايجاد الفت و دوستى به راه انداختند . عمرو العلى ( هاشم ) نان‌ها را براى مردم خرد كرده و تريد مىكرد در حالى كه قحطى و گرسنگى گريبانگير مردم مكه شده بود . » ابن ابى الحديد مىگويد : هاشم ، قبل از حفر چاه زمزم ، حوض‌هاى مخصوصى را در محل آن قرار مىداد و از آب چاه‌هاى مكه در آن مىريخت تا حاجيان از آن آب‌ها بنوشند . هاشم اولين اطعامش را يك روز قبل از روز ترويه شروع مىكرد و در مكه ، منى ، عرفات و مشعر به مردم غذا مىرساند . تريدى از نان و گوشت و روغن و سويق « 1 » و خرما به حاجيان مىداد . آب را به منى مىبرد ؛ چون آب در آنجا كم بود و به حجاج مىرساند تا اينكه مراسم حج تمام مىشد و حجاج به شهرهاى خود باز مىگشتند . « 2 » ابن ابى الحديد مىگويد كه زبير گفت : تجارت قريش فقط در حدود

--> ( 1 ) . غذايى از آرد نرم . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 15 ، ص 210 .