الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )

59

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )

سخنان او براى قريشيان ، انصار ، اهل حجاز و نجد مانند سخنانى نبود كه براى ذو المشفار همدانى ، طهفه نهدى بن حارثه عليمى ، وائل بن حجر كندى و طايفه‌هاى حضر موت و پادشاه يمن بيان مىداشت . به نامهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به طايفهء همدان و سخن او با طهفة بن رهم دقت كنيد كه نمونه‌اى از اين مثال است . « 1 » اصحاب به آن حضرت عرضه داشتند : اى رسول خدا ، ما كسى را نديده‌ايم كه به زيبايى و گويايى شما صحبت كند . ايشان فرمود : چرا نبايد اين‌طور باشد ، در حالى كه قرآن به زبان من ، يعنى عربى نازل شده است و نيز ايشان فرمود : من از قريش شروع كردم و در بنى سعد رشد و نمو يافتم . « 2 » پس با اين اوصاف ، او داراى قدرتى عظيم در زمينهء سخنورى بود . ام معبد در اين‌باره مىگويد : سخنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شيرين و گويا بود و هيچ حرف زياد و اضافه‌اى نداشت و سخنان او همانند شعر ، منظم بود . « 3 » ابن عباس مىگويد : هرگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله صحبتى مىكرد يا سؤالى مىپرسيد ، سه مرتبه تكرار مىكرد تا به خوبى فهميده شود . « 4 » امام صادق عليه السّلام فرمود : « ما كلّم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله العباد بكنه عقله قطّ ؛ هيچ‌گاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به اندازهء عقل و فهم خود سخن نمىگفت ، بلكه عقل و فهم ديگران را در نظر مىگرفت . » « 5 »

--> ( 1 ) . سبل الهدى و الرشاد ، ج 2 ، ص 100 . ( 2 ) . المجموع ، ج 18 ، ص 227 . ( 3 ) . بلاغات النساء ، ص 65 . ( 4 ) . بحار الانوار ، ج 15 ، ص 234 . ( 5 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 23 .