الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )
31
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )
هلاك شد . بأسه مهلك و أدنى يداه * منقذ الهالكين من بأساها سؤدد قارع الكواكب حتّى * جاوزت نيّراته جوزاها « خشمش كشنده است و نزديكترين دستانش نجاتدهندهء هلاك شوندگان از خشمش مىباد . سرورى است كه بلندى آوازهاش از ستارگان گذشته و حتى از شعلهاش از جوزاء نيز گذشته است . » مالك بن عوف ، يكى از سران دشمن ، كه قبيله هوازن را به جنگ مسلمين فرستاده بود ، شكست خورد و مسلمانان اموال او را گرفتند و خانوادهاش را اسير كردند و نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آوردند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اموال و اسيران را به او بازگرداند و صد شتر نيز به او داد . به همين دليل بود كه او مسلمان شد و در شأن آن حضرت اين اشعار را گفت : ما ان رايت و لا سمعت بمثله * فى النّاس كلّهم به مثل محمّد أو فى و أعطى للجزيل اذا اجتدى * و متى تشاء يخبرك عمّا فى غد و اذا الكتيبة عرّدت انيايها * بالسّمهرىّ و ضرب كلّ مهنّد فكأنّه ليث على أشباله * وسط الهباءة خادر فى مرصد « در ميان اين همه انسانهايى كه ديدهام و شنيدهام ، هيچكس مانند محمّد نيست . او بخشندهترين سخاوتمندان است و هرگاه بخواهد ، از آينده خبر مىدهد ، هرگاه گروهى بخواهند با او بجنگند ، همچون شيرى نسبت به كودكان ، در كمين دشمن است . » اقسم باللّه و آياته * و المرء عمّا قال مسؤول إن على بن ابى طالب * على التقى و البرّ مجبول كان إذا الحرب مرتها القنا * و أحجمت عنها البهاليل