الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )

22

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )

مهربان و رحيم هستى . شهادت مىدهم كه دين تو درست و به حق است و تو بندهء فرزانهء خداوند هستى . » همچنين ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از دو دشمن اصلى ، هند جگرخوار و ابو سفيان ، درگذشت ، با اين‌كه آنها پيامبر را بسيار اذيت كرده بودند . هنگامى كه امير المؤمنين عليه السّلام به دستور پيامبر يكى از دشمنان جسور و گستاخ به نام نضر بن حارث را در سرزمين صفراء كشت ، دختر اين مرد اين اشعار سوزناك را براى پدرش گفت : محمّد لأنت نجل نجيبة * فى قومها و الفحل فحل معرق ما كان ضرّك لو مننت و ربما * منّ الفتى و هو المغيظ المحنق لو كنت قابل فدية فلنأتين * بأعزّ ما يغلو لديك و ينفق فالنّضر أقرب من أصبت وسيلة * و أحقّهم إن كان عتق يعتق « اى محمد آيا تو پسر آن مرد عفيف هستى در قومش شجاع شجاعان . به تو ضرر نمىرسيد اگر عفو مىكردى و چه‌بسا كه جوانمردى در اوج غضب عضو مىكند . و اگر فديه مىخواستى ما آنچه را كه در نزد تو بسيار عزيز و گمراه است برايت مىآورديم . پس ما كسى از نزديكان تو را خواهيم كشت اگر كه بگويى جان در مقابل جان بايستى قصاص شود » . هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين اشعار را شنيد ، فرمود : اگر اين اشعار را قبل از اين شنيده بودم ، دستور كشتن او را نمىدادم . « 1 » يكى از عفو و بخشش‌هاى بزرگ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين است كه هنگامى كه آن زن يهودى ، پاچهء گوسفند زهرآلود را به آن حضرت داد و ايشان را مسموم كرد ، با اينكه خودش نيز اعتراف كرده بود ، ولى پيامبر او را بخشيد .

--> ( 1 ) . السيرة النبوية ، ح 2 ، ص 474 .