ابو القاسم راز شيرازى

86

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

خوفان ؛ ثابت و معارض ؛ فالثّابت من الخوف يورث الرّجاء ، و المعارض منه يورث خوفا ثابتا . و الرّجاء رجاءان ؛ عاكف و باد ؛ فالعاكف منه يورث خوفا ثابتا يقوّي نسبة المحبّة ، و البادي منه يصحّح اصل العجز و التّقصير و الحياء . ترجمهء اجماليّه : فرمود حضرت امام - عليه السّلام - : خوف ، نگاهبان دل است ، و اميد ، شفاعت‌كنندهء نفس است . و كسى كه بوده باشد به حقّ تعالى عارف ، مىباشد از او خائف . و خوف و رجاء ، دو بال ايمانند كه طيران مىكند بندهء محقّق به اين دو بال به سوى رضوان حقّ تعالى ، و دو چشم عقل عبدند كه نظر مىكند به اين دو چشم به سوى وعد حقّ تعالى به ثواب ، و وعيد او به عقاب . و خوف ، مطالعه‌كننده است عدل حقّ تعالى را ، و نهىكننده است از وعيد او . و رجاء ، خواننده است به سوى فضل حقّ تعالى ، و زنده مىكند قلب را . و خوف ، مىميراند نفس را . فرمود حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - : « مؤمن ، ميان دو خوف است ؛ خوف آنچه گذشته است ، و خوف آنچه باقى است » . و به مردن نفس مىباشد حيات قلب ، و به حيات قلب ، رسيدن به سوى استقامت است . و كسى كه عبادت كند حقّ تعالى را به ميزان خوف و رجاء ، گمراه نمىشود ، و مىرسد به سوى آرزوى خود . و چگونه نمىترسد عبد ؟ و او علم ندارد به آنچه ختم مىشود صحيفهء او ، و نيست از براى عبد عملى كه متوسّل شود به آن و سزاوار توسّل باشد ، و نه قدرت است از براى عبد بر چيزى ، و نه مفرّى است او را . و چگونه اميد ندارد ؟ و حال‌آنكه مىشناسد نفس خود را به عجز ، و او غريق است در بحر نعمت‌هاى حقّ تعالى - ظاهرا و باطنا - به مكانى كه شماره و حصر نتواند كرد او را . و عبد با محبّت ، عبادت مىكند پروردگار را بر اميد به مشاهده كردن احوال خود بدون سهو . و شخص زاهد ، عبادت مىكند پروردگار را بر خوف ؛ گفت « اويس قرنى » از براى « هرم بن حيّان » : « بتحقيق ، عمل كردند مردم