ابو القاسم راز شيرازى
724
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
ترجمه : يعنى فرمود حضرت صادق ص : حزن ، از شعار عارفان است از بسيارى واردات غيب بر دل آنها ، و درازى افتخار ايشان در زير پردهء بزرگى خدا . و مرد غمگين ، ظاهرش قبض و باطنش بسط است ؛ زيست مىكند با مردم ، مثل زندگانى بيماران ، و با خدا ، چون زندگانى با خويشان . و غمگين ، غير از متفكّر است ؛ زيرا كه متفكّر ، به تكلّف وادارد به خود حزن را ، و محزون ، حزنش در طبع اوست ؛ و حزن ، آشكار گردد از باطن ، و تفكّر ، پيدا شود از [ ديدن ] حادثات ؛ و ميان اين دو ، فرق است ؛ فرمود خداوند عالم در قصّهء « يعقوب » ع كه : « شكايت مىكنم غم و الم خود را به سوى خدا ، و مىدانم از خدا آنچه را كه نمىدانيد » ؛ پس به سبب آنچه در زير حزن ، علمى است [ كه ] مختصّ به اوست از خدا ، غير از جهانيان . گفته شد به « ربيع » پسر « خثيم » : « براى چه محزونى » ؟ گفت : « براى آنكه طلب كردهاند مرا به آخرت » . [ و ] طرف راست حزن ، شكستهدلى است و طرف چپ آن ، خاموشى است . و حزن را مختصّ عارفان به خدايند ، و تفكّر ، شريك است در آن خاصّ و عامّ . اگر دلهاى عارفين ، از حزن يك ساعت پوشيده ماند ، استغاثه مىنمايند ، و اگر گذاشته شود در دلهاى غير عارفين ، بد مىدارند آن را . پس حزن ، اوّلى است كه دويمى آن ايمنى است و مژده ، و تفكّر ، دويمى است كه اوّل آن ، درست نمودن ايمان به خدا و احتياج به سوى اوست - عزّ و جلّ - براى طلب نجات . و محزون ، متفكّر است و متفكّر ، عبرتگيرنده است ؛ و براى هريك از اين دو ، حالتى و علمى و راهى و حلمى و شرفى است . * * *