ابو القاسم راز شيرازى

693

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

ارضه و سمائه ؛ اينما اهوى به ، يقدّه » « 3 » . فاذا اردت ان تعلم ا صادق انت ام كاذب ، فانظر فى قصد معناك و غور دعواك ، و عيّرها بقسطاس من اللّه تعالى كانّك فى القيامة ؛ قال اللّه تعالى : وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ « 4 » ؛ فاذا اعتدل معناك بغور دعواك ، ثبت لك الصّدق . و ادنى حدّ الصّدق ان لا يخالف اللّسان القلب و لا القلب اللّسان . و مثل الصّادق الموصوف بما ذكرنا ، كمثل النّازع لروحه ؛ ان لم ينزع فما ذا يصنع ؟ : يعنى : فرموده حضرت صادق ص : راستى ، نورى است روشنائىدهنده در عالم خود ، مثل آفتاب كه روشنى يابد از او هر چيز به سبب نور او ، و نقصان ندارد كه واقع گردد بر معنى آن . و راستگو آن كسى است كه تصديق كند هر دروغگو را به سبب حقيقت راستى آنچه در نزد اوست ؛ و آن ، معنى است كه نگنجد با او جز او يا ضدّش ؛ مثل حضرت « آدم » ع كه تصديق كرد « ابليس » را در حرف دروغش ، وقتى كه قسم خورد براى او از دروغ ، از جهت نبودن آنچه در « ابليس » بود از دروغ در « آدم » ؛ فرموده حقّ تعالى كه : « نيافتيم مر او را عزمى » ؛ زيرا كه « ابليس » از خود ، بدعت آورد چيزى را كه بود اوّل كسى كه ابداع آن نمود ، در حالتى كه معهود نبود در ظاهر و باطن ؛ پس زيان برد او به سبب دروغ خود براى معنيى كه فايده نبرد از آن از راستى « آدم » كه قسم بر بقاء ابدى بهشت بود ، و فايده برد « آدم » به راست دانستن خود ، دروغ او را به شهادت خداى عزّ و جلّ مر او را به نفى ارادهء او ؛ از جهت آنكه « آدم » ، ضدّ عهد الهى نكرده بود - در حقيقت - كه قصدش نافرمانى نبود ؛ بر اين معنى كه كم نكرد حقّ

--> ( 3 ) - « بحار الانوار » 71 : 11 ، « مستدرك الوسائل » 8 : حديث 9994 - 13 ( . . . اهوى به ، نفد ) ( 4 ) - سورهء 7 آيهء 8