ابو القاسم راز شيرازى

58

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

است ؛ و علاجش ترك محبّت دنياست ؛ چنان‌كه حضرت « عيسى » ع فرمود كه : « شقىترين مردم كسى است كه معروف است به علم ، و مجهول است به عمل » ؛ يعنى عمل به علم از او محسوس نيست . پس آفات و امراض مذكوره ، هرگاه در عالم يافت شود ، هلاك مىكند او را ، و نور علم از او فرار خواهد كرد ، مگر آنكه معالجه كند آنها را تا صحيح شود از امراض . و بيان هريك از آفات مذكوره كه اخلاق رذيله است در باب خود - مفصّلا - با كيفيّت معالجات ، خواهد آمد . بعد ، حضرت امام عليه السّلام دستور العمل مىفرمايد از كلام سيّد انام ، در معاشرت با طوائف علماء و ترك مجالست ايشان ؛ مىفرمايد : « مجالست نكنيد در نزد هر دعوىكنندهء بىحقيقت ، كه مىخواند شما را از يقين به سوى شكّ ، و از اخلاص به سوى رياء ، و از تواضع به سوى كبر ، و از نصيحت به سوى عداوت ، و از زهد به سوى رغبت ؛ و تقرّب جوييد به سوى عالمى كه مىخواند شما را از كبر به سوى تواضع ، و از رياء به سوى اخلاص ، و از شكّ به سوى يقين ، و از رغبت به سوى زهد ، و از عداوت به سوى نصيحت » ؛ يعنى يقين و اخلاص و تواضع و نصيحت و زهد ، از صفات علماء حقيقى است ، و شكّ و رياء و كبر و عداوت و رغبت به دنيا ، از صفات مدّعيان علم است كه علماء رسومند . و چون نفس انسان در مجالست و صحبت ، متأثّر مىشود ، لهذا مجالست با هريك از دو طائفه ، باعث تأثير صفات ممدوحه و مذمومهء هريك است در نفس طالب علم . پس احتراز از علماء رسوم كه صاحب صفات ذميمه‌اند ، واجب است تا تشبّه به ايشان حاصل نيايد ؛ و مجالست با علماء

--> - كس كه به منظور مناظره و غلبه بر حريف ( نه براى اثبات حقّ و رضاى خدا ) تعلّم كند ، فاسق ميرد ، و آن‌كس كه علم را براى عمل آموزد ، شهيد وفات كند .