ابو القاسم راز شيرازى
57
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
نقصِ علم است اى جنابِ مولوى ! * حِشمَتِ مالومنال دُنيَوى قاقُم و خَزْ چند پوشى چون شهان ؟ * مرغ و ماهىْ چند سازى زيبِ خوان ؟ خود بده انصاف اى صاحب كمال ! * كى شود اينها ميسّر از حلال ؟ ! اى عَلَم افراشته در علمِ دين ! * از چه شد مَأكول و مَلبوست چنين ؟ ! چند مالِ شُبههناك آرى به كف ؟ * چند باشى نرمپوش و خوشعلف ؟ لقمه كآيد از طريقِ مُشتَبِه * خاك خور خاك و ، بر آن دندان مَنِه دردِ دينت گر بُوَد اى مردِ راه * چارهء خود كن كه دينت شد تباه از هوس بُگذر ، رها كن كَشّ و فَش * پا ز دامانِ قناعت در مَكَش » « 35 » لهذا حضرت امام - عليه السّلام - مىفرمايد : آفات علماء ، هشت است ؛ اوّل : طمع است ؛ و ترك آن به قناعت است . دوم : بخل است ؛ و رفع آن به همّت است . سيم : رياء است ؛ و علاج آن ، به مشاهدهء جلال كبرياء الهى است . چهارم : عصبيّت است و حبّ استماع مدح از مردم ؛ علاجش دفع غرور است . پنجم : فرورفتن در آنچه وصول به حقيقت آن محال است چون اسرار توحيد و نبوّت . ششم : زينت دادن كلام است به الفاظ زائده ؛ و علاج آن سكوت است . هفتم : قلّت حياء از حقّ تعالى است و افتخار به آنچه فهميده است ؛ و علاج آن ، برخورد به عجز و فقر خود است . هشتم : عمل نكردن به علم خود است ؛ و آن دليل بر نفاق است - زيرا كه وارد است : « من تعلّم العلم لكثرة المال ، مات زنديقا ، و من تعلّم العلم للقول دون العمل ، مات منافقا ، و من تعلّم العلم للمناظرة ، مات فاسقا ، و من تعلّم العلم للقول بالعمل ، مات شهيدا » « 36 » - و منافق ، شقىترين ناس
--> ( 35 ) - « كلّيّات شيخ بهائى » : مثنوى « نان و حلوا » : 7 - 8 ( 36 ) - آنكس كه علم ( آخرت ) را براى مالاندوزى فراگيرد ، بىدين از دنيا رود ، و آنكس كه علم را تنها براى فراگرفتن اصطلاحات و ظواهر كلمات تحصيل كند و دربند عمل نباشد ، او منافق از دنيا رخت بربندد ، و آن -