ابو القاسم راز شيرازى

636

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

به اين بزرگواران برسد و قدرت و تصرّف ايشان را در باطن خود ، و سيران و طيران اين عزيز الوجودان را در ممالك معنويّهء الهيّه ببيند ، آن‌وقت اقتداء و اقتفاء و خدمت اين عزيزان را به دل و جان نمايد و قدر نعمت التفات و عنايت ايشان را بداند . رزقنى اللّه و ايّاكم لقاءهم الكريم و عيشهم السّليم . وجه دهم : سلوك اين راه را سالك ، بدون اعمال صالحه ، اذكار و اوراد شافيهء وافيه نتواند نمود كه آن را در عرف اهل دين ، شريعت و طريقت گويند ؛ و عقل سالك ، وفا به قوانين و قواعد شريعت و طريقت ننمايد ؛ پس اقتدا و پيروى به نبىّ و ولى بايد ، تا قوانين شريعت و قواعد طريقت را از اين بزرگواران حاصل نموده به عمل آورد ، به عنايت الهيّه و همّت ايشان به مقام حقيقت رسد . وجه يازدهم آنكه : راه يافتن به حضور سلاطين صورت و دريافتن مرتبت و منصب در نزد ايشان ، بىواسطه و حمايت مقرّبى از مقرّبان ، صورت نگيرد ؛ پس راه يافتن سالك به سلطان حقيقى و دريافت عزّت و رتبت در دربار او - جلّ مجده - بدون حمايت صاحبان ولايت و مقرّبان درگاه احديّت ، چگونه ممكن شود ؟ ! فعلى هذا ، صاحبان عصمت ع و ولايت ع بلكه شيعيان و دوستان ايشان نيز به طفيل ولايت ايشان ، آنچه از حقّ - جلّ و علا - در درگاه او دربارهء عباد طلب نمايند ، مقبول حضرت احديّت گردد ؛ چنان‌كه در تفسير امام حسن عسكرى ص مروىّ است كه : « جناب « مقداد بن اسود الكندىّ » ( ره ) - كه از اصحاب اربعهء كبار حضرت پيغمبر است - روزى بر طايفه‌اى از قوم « يهود » مىگذشت ، از او سؤال كردند كه : چقدر اعتقاد به پيغمبر خود محمّد مصطفى ص دارى ؟ گفت : آن‌قدر كه اگر بفرمايد به من كه : آسمان را به زمين بياور و زمين را به آسمان بر ! خواهم كرد . قوم « يهود » گفتند : پيغمبر تو چنين ادّعائى نمىكند كه تو مىكنى ! » . آنها « مقداد » را برداشته به خدمت حضرت رسول ص آمدند و كيفيّت