ابو القاسم راز شيرازى

627

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

جلّ - ذلك ان ينشقّ نصفين ؛ فقال لنصف : كن محمّدا ! و قال للنّصف الآخر : كن عليّا ! » « 46 » : و انوار ائمّهء هدى ص نيز با اين نور ، واحدند چنان‌كه از احاديث ديگر مستفاد است . و از اين احاديث شريفه ، ظاهر گرديد آنكه مبدإ خلقت و واسطهء ايجاد كلّ ما سوى اللّه - از عوالم روحانيّه و جسمانيّه و ارواح انبياء و رسل و اوصياء و اولياء و امم سالفه و لاحقه - نور حضرت خاتم و ختميّون ص است ؛ و لهذا حضرت خاتم ص مىفرمايد : « كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطّين » « 47 » . فعلى هذا ، انبياء و رسل ، بدون اقتداء به اين بزرگواران كه علّت ايجادند ، نتوانند به ساحت قرب خداوندى رسند ، چه رسد به امّت بيچاره كه در صف ثالث و رابع واقعند ، چگونه اكتساب فيض خداوندى را بدون واسطه توانند نمود ؟ پس واسطه و مقتداى از براى امّت ، در سلوك سبيل ربوبيّت واجب و ضرور است ، تا به دست مشكل‌گشائى و مفتاح انوار ولايت او ، قفل‌هاى محكم بستهء حجب ظلمانيّه و نورانيّهء انسانيّه گشاده گردد و حجب ، مرتفع شود . و امّت را در سلوك الى اللّه ، احتياج به مقتدايان دين مبين است ، سهل است كه حضرت « موسى » ع با استعداد رتبهء نبوّت و رسالت و درجهء اولوالعزمى ، در بدايت حال ، ده سال [ بايد ] خدمت حضرت « شعيب » را اختيار نمايد ، تا مستحقّ شرف مكالمهء حقّ تعالى گردد و به سعادت وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصِيلًا « 48 »

--> ( 46 ) - من و محمّد ص يك نور بوديم از نور خدا ؛ پس خداى تعالى فرمان داد تا دو نيمه شود ؛ پس به يك نيمهء آن فرمود : محمّد ص باش ! و به نيمهء ديگر فرمود : على ص باش ! : « بحار الانوار » 26 : 3 ( 47 ) - من پيغمبر بودم و حال‌آنكه « آدم » هنوز ميانهء آب و گل بود : « المناقب » 1 : 266 ، « الانوار » : 2 ، « غوالى اللآلئ » 4 : 121 ، « مفتاح الفلاح » : 41 ، « بحار الانوار » 16 : 402 ، 18 : 278 ، 68 : 27 ، 101 : 155 ( 48 ) - و ( براى موسى ع ) نگاشتيم در الواح از هر چيز ، پندى و تفصيلى : سورهء 7 آيهء 145