ابو القاسم راز شيرازى

628

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

فايض شود ؛ و باز بعد از كمال مقام كليمى ، در دبيرستان تعلّم علم لدنّى ، از حضرت « خضر » معلّم الهى ، التماس ابجد متابعت را بايست كرد كه : هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً « 49 » ؛ وانگهى معلّم « خضر » ، او را در اوّل صفحه ، الفباء إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً « 50 » نويسد . پس نظر فرما و سرّ اين امر را بياب كه در مخزن اقتدا ، چه جواهر نفيسه مخزون است كه انبياء و اولياء را بر متابعت خاصّان خدا داشته است : « از كَليمِ حق بياموز اى كريم * بين چه مىگويد ز مُشتاقى كَليم با همه جاه و چنين پيغمبرى * طالبِ خِضرم ، ز خودبينى بَرى مىرَوَم تا مجمع البحرين من * تا رَسَم در قُربِ سلطانِ زَمَن » « 51 » پس عباد را در طىّ سبيل الهى ، و وصول به دولت دين و ايمان و نعمت علم و عرفان نامتناهى ، و تقرّب به حضرت خداوندى ، چاره و بدّى از اقتداء به بزرگى از بزرگان دين نيست ، و چنان‌كه ارواح انبياء و اوصياء ، در عالم ذرّ ، وسايط ايجاد ارواح مؤمنين بوده‌اند ، در عالم دنيا نيز وسايط تكميل ايشان مىشوند ، تا آنكه ايشان را از ورطهء هلاكت به سرمنزل نجات و كمال سعادت رسانند . و سبب احتياج بندگان در تكميل نفسانى و طىّ مسالك و منازل پنهانى نفس و عقل و قلب انسانى به وجود حضرت پيغمبرى يا امامى يا وليّى ، بسيار است كه بر عارف بصير پوشيده نيست ؛ زيرا كه ابواب احتياج انسان در راههاى عيانى و نهانى جسمانى و روحانى و ظاهرى و باطنى ، به راهبرى بااختيار ، بىشمار است ؛ امّا به بعضى از آنها اكتفا مىكنيم تا وجوه و اسباب احتياج ، هويدا

--> ( 49 ) - به باب حاضر ، صفحهء 617 سطر 9 رجوع شود . ( 50 ) - به باب حاضر ، صفحهء 522 رجوع شود . ( 51 ) - به منهج حاضر ، صفحهء 35 سطر 15 و صفحهء 36 سطرهاى 1 و 2 رجوع شود .