ابو القاسم راز شيرازى

598

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

درجات خشوع و خضوع و خشيت داده شود ، كلام به طول مىانجامد ؛ و به جهت تمثيل ، حكايتى از حضرت سيّد السّاجدين ص نقل كنيم كه اخلاق و حركات و احوال خمسهء مذكوره ، از آن معلوم گردد . « مروىّ است كه شبى آن حضرت در نماز تهجّد « 67 » ايستاده بود ؛ متمثّل شد از براى آن حضرت ، « شيطان » در صورت اژدهايى دمان ، تا آنكه مشغول سازد آن حضرت را از عبادتش ؛ و آن حضرت ، التفات نفرمود به او . پس آمد ، تا آنكه شست پاى آن حضرت را گزيد ؛ التفات نفرمود - و حال‌آنكه متألّم شد از گزيدن او - ، و قطع نفرمود نماز خود را . پس چون فارغ آمد از نماز ، كشف كرد حقّ تعالى از براى آن حضرت ؛ دانست كه « شيطان » است ، سبّ و لطم كرد بر او و فرمود : « اخسأ يا ملعون ! » « 68 » . پس رفت « شيطان » ، و آن حضرت ، قيام فرمود ، به تمام درد خود . بعد از آن شنيد صوتى را و نديد قائل آن را كه مىگفت : « انت سيّد السّاجدين ! » « 69 » . و وقتى كه وضو مىساخت ، صورت مبارك آن حضرت زرد مىشد ، و اهل آن حضرت عرض مىكردند كه : « اين چه حالت است كه عادت كرده‌اى در حال وضو » ؟ ! مىفرمود : « آيا مىدانيد در پيش روى چه كس مىخواستم بايستم ؟ » . و وقتى كه آن حضرت راه مىرفت ، نمىگذشت دست آن حضرت - از كمال تواضع و خضوع - از ران او ، و به اين طرف و آن طرف ، ميل نمىكرد ؛ و حركت مىفرمود با كمال سكينه و خشوع . و وقتى كه به نماز مىايستاد ، مىگرفت آن حضرت را رعده « 70 » و اضطراب ؛ و چون سؤال مىكردند

--> ( 67 ) - نماز شب ( 68 ) - دور شو اى محروم از رحمت خدا ! ( 69 ) - توئى آقا و سرور سجده‌كنندگان . ( 70 ) - لرزش