ابو القاسم راز شيرازى
581
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
حضرت كبرياء او ، منقلب مىگردد به عقابها و بدترين عذابهاى او در آخرت ؛ و لهذا تعيير و سرزنش فرمود او را به قول خود : قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ « 20 » ، أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ « 21 » ؛ و حال آنكه سزاوار انسان اين بود كه بعد از اعطاء اين همه كرامت و رفعت - بعد از فقر و ناچيزى و ذلّت - به او ، و بعد از اكمال و اتمام نعمت و اسباب و آلات و ادوات حيات و هدايت به جهت امور معاش و معاد او ، بشناسد پروردگار خود را به عظمت و جلالت ، و نفس خود را به عبوديّت و فقر و عجز و حقارت ، و بداند كه سزاوار نيست كبرياء و بزرگى مگر حقّ - جلّ و علا - را ، و تواضع و فروتنى مگر نفس خسيس او را . پس به حكمت بالغهء خود ، مسلّط گردانيد بر او امراض مزمنهء مهلكه و اسقام عظيمه و آفات مختلفه و طبايع متضادّه و حالات متفرّقه ، به كره و اجبار ، از جوع و عطش و مرض و موت و مقابلات آنها ، تا آنكه متنبّه شود عجز و ضعف و فقر و مسكنت خود را كه مالك هيچ نيست مگر به عطاء پروردگار خود كه فرمود : قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ « 22 » ، و به اضطرار و عبوديّت خود برخورد كه : عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ . . . وَ هُوَ كَلٌّ عَلى مَوْلاهُ « 23 » . و اين است بيان احوال اواسط احوال او در دنيا . امّا اواخر احوالش ، موت و قبر و حشر و نشر و حالات و مقامات
--> ( 20 ) - به باب صفحهء 579 رجوع شود . ( 21 ) - آيا انسان ( ستمپيشه ) نديد كه ما او را از نطفهاى ( پليد و ناقابل ) آفريديم كه ( اينچنين ) آشكارا دشمن گرديد : سورهء 36 آيهء 77 ( 22 ) - بگو ( اى پيغمبر ) كه من مالك ( جلب ) نفعى و ( دفع ) ضررى از خود نيستم مگر آنچه را خدا خواهد . . . : سورهء 7 آيهء 188 ( 23 ) - بندهء مملوكى كه قادر به هيچ چيز ( حتّى نفس خود ) نيست : سورهء 16 آيهء 75 . . . و او بر مولاى خود تحميل باشد : سورهء 16 آيهء 76