ابو القاسم راز شيرازى

567

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

و بعد مىفرمايد : و به سبب آنكه حقّ تعالى ايشان را معدن عفو و مغفرت خود فرمود ، امر فرمود به ايشان : وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ « 26 » . پس محقّق گرديد از كلمات حضرت امام ص آنكه معدن عفو و مغفرت خداوند ، حضرت خاتم و ختميّون عليهم السّلام مىباشند و اين دو خلق حسن ، فطرى و جبلّى ايشان است - مثل ساير اخلاق حميده - ، و عفو و مغفرت ، شأن اين بزرگواران مىباشد و بس ، و حقّ تعالى ايشان را به حليهء اخلاق خود آراسته تا حجّت باشند - در اين اخلاق - بر خلايق او ؛ و لهذا سايرين ، مادام كه چنگ توسّل به عروةالوثقاى ولايت ايشان نزنند و از نور ولايت الهيّهء مودّعه در اين بزرگواران بهره‌ور نشوند ، تخلّق به اين اخلاق حميده حاصل ننمايند ؛ و صاحبان اين توسّل و تمسّك ، نيستند مگر شيعيان خالص‌الولاى ايشان و بس ، دون سائر النّاس . پس طريق تهذيب اخلاق از براى شيعيان ، نيست مگر فناى در نور ولايت و محبّت ايشان و اقتداى به اين بزرگواران ، به قدر قوّهء ولايت و محبّت ، تا خود از اين خلق حسن و ساير اخلاق حميدهء ايشان ، به قدر حوصله ، بهره‌ور گردند . بعد مىفرمايد : كسى كه عفو نكند از بشرى مثل خود ، چگونه اميد دارد عفو سلطان جبّار را ؟ ! زيرا كه افراد بشر ، در ضعف و عجز و عدم قدرت بر تلافى نسبت به يكديگر ، مساوق « 27 » و همدوشند ؛ با وجود آنكه در امكان و عبوديّت ، همدوشند و مالك عنان وجود و ارزاق و حظوظ و ثواب و عقاب يكديگر نيستند ، پس قدرت بر انتقام كامل از يكديگر در جرايم ندارند ؛ فعلى هذا ، شأن

--> ( 26 ) - به باب حاضر ، صفحات 557 و 558 رجوع شود . ( 27 ) - ملازم ، هم‌عنان