ابو القاسم راز شيرازى
568
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
ايشان ، به حسب اضطرار ، گذشت است از يكديگر ؛ زيرا كه اگر كسى گذشت نكند و عذاب ديگرى را در انتقام از جرم نسبت به خود خواهد و خداوند عذاب او را نخواهد ، خواست او را دربارهء مثل خودى ، اثرى نخواهد بود . پس ، لاعلاج ، بندگان بايد در حقّ يكديگر عفو نمايند تا مورد عفو و مغفرت و رحمت پروردگار گردند . و اگر عفو نكنند ، چگونه اميد عفو دارند از سلطان قادر جبّارى كه بسيار تلافىكننده در طاعت و مخالفت است ؛ طاعت را تلافى به ثواب مىكند و معصيت را تلافى به عقاب ؛ يعنى در صورتى كه بنده ، اميد عفو به قادر جبّار دارد ، خود با عدم قدرت و ضعف ، اولى به عفو از مثل خود است . پس بايد بندگان عفو نمايند از يكديگر ، تا آنكه اميد ايشان موجب حصول مراد گردد . بعد مىفرمايد از قول حضرت رسول ص كه حكايت مىفرمايد از پروردگار خود كه امر فرمود او را به اين خصال جامعه كه : « وصل كن قطعكنندگان صلهء خود را ، و عفو كن ظلمكنندگان به خود را ، و عطا كن محرومسازندگان خود را ، و احسان كن به سوى كسى كه اسائه و بدى كند به سوى تو » . و حالآنكه ما ، از جانب حقّ تعالى مأمور به متابعت رسول ص مىباشيم به قول حقّ - جلّ و علا - : وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا « 28 » . و حضرت رسول ص نيز به اين خصال جامعه ، دوستان خود را امر فرموده ؛ چنانكه در اوّل باب ، ذكر كرده آمد . پس بايد متابعت كرد آن حضرت را به حكم اين آيه ، در اين خصال و ساير اخلاق حسنهء آن حضرت . به علاوه آنكه همين آيه ، سند اهل ولايت است در آنكه اوامر و نواهى حضرت رسول ص ، بدون اخبار به ورود آنها از جانب حقّ تعالى ، از براى امّت ، حجّت است و بايد امتثال آنها را نمود ، و ما مأموريم به حكم
--> ( 28 ) - به منهج صفحات 179 و 557 رجوع شود .