ابو القاسم راز شيرازى
534
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
مىشود ؛ پس چه مناسبت دارد به طاعات بدنيّه كه به تقاضاى يقين عقلى ، به طلب نتايج و ثمرات اخرويّه ، از عبد ظاهر مىشود : « زاهدِ با ترس ، مىتازد به پا * عاشقان ، پَرّانتر از مرغِ هوا زاهدان ، حيران ميانِ هست و نيست * عاشقان ، ديدند دلبر را كه كيست » « 25 » پس ، اعمال و اخلاق و صفات صاحبان محبّت و معرفت و هيبت را مناسبتى با اعمال و اخلاق و صفات اهل علم و عقل و عبادت نيست ؛ و آنقدر فرق كه ميان عقل و عشق ، و علم و معرفت ، و نفس و عقل ، و قلب و روح و سرّ انسان است ، همان قدر فرق ميان طاعات و اخلاق حسنه و صفات حميدهء صاحبان ايشان است . و به سبب اين تفاوت كه در مراتب و مدارج باطنيّهء انسانيّه است ، ما به جهت هريك از اخلاق حسنهء حميدهء منجيه ، درجات سافله و عاليه بيان مىكنيم تا بيان كمال هر طايفه در صفات حسنه شده باشد ، و هركس برخورد به كمال مرتبهء خود نمايد و از اين كتاب ، بهرهور گردد اگرچه حضرت امام ص به اشاره به بعضى از مراتب عاليه و سافله ، در متن ، قناعت فرمودهاند ، « خوفا من التّطويل » « 26 » . بعد ، حضرت امام ص آثار و علامات حياء و اهل حياء را بيان مىفرمايد : اوّل از علامات ، اشتغال صاحب حياء است به شأن خود ؛ زيرا كه پس از مطالعهء نقايص ظاهريّه و باطنيّهء خود و علم بر حضور خود در نزد حقّ تعالى ، مشغول مىشود به اصلاح نقايص خود ، تا آنكه قابل گردد حضور حقّ تعالى را ؛ حتّى آنكه وارد است كه بعضى از سالكين ، حيا مىكردهاند كه در حضور خداوند ،
--> ( 25 ) - به منهج حاضر ، صفحهء 92 سطرهاى 7 و 8 رجوع شود . ( 26 ) - ترس از به درازا كشيدن