ابو القاسم راز شيرازى

531

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

نقايص بشريّت است ، خلع كه ضدّ آن است انخلاع از ثوب طاعات و كمالات انسانيّت است ؛ و كسى كه از طاعات و كمالات انسانيّه ، منخلع و محروم ماند ، منبع معاصى و نقايص و شرور است ؛ بر خلاف آن‌كس كه شرم از معاصى و نقايص بشريّت در حضور حضرت ربوبيّت دارد ، منبع جميع خيرات است ؛ « چنان‌كه يكى از ارباب قلوب ، سؤال كرد از يكى از اوليا از مسئلهء حيا ، و آن ولىّ الهى ، چنان تفسير مسئلهء حيا و حضور عبد در نزد حضرت حقّ - جلّ و علا - و نقايص ظاهريّه و باطنيّهء انسان را بيان فرمود كه آن شخص سائل ، از حيا و شرم از خداوند ، آب شد » « 17 » . پس حيا ، از صفات اهل اللّه و اهل توحيد و معرفت است كه معدن خيرات و طاعات و صفات و اخلاق حميدهء الهيّه‌اند ، و در حال تذكّر حضور در نزد حضرت ربوبيّت ، از هيبت مشاهدهء نار جلال خداوندى ، گداخته مىشوند و حيا و شرم مىنمايند از « ترك اولى » « 18 » چه رسد به معاصى صغيره و كبيره ؛ و از اين جهت است كه حضرات رسول و ائمّهء هدى - عليهم الصّلاة و السّلام - صاحب عصمتند از صغاير و كبائر . پس حيا ، مورث عصمت است ؛ و اين بزرگواران كه معدن حياءاند ، منبع جميع خيراتند ؛ چنان‌كه از حضرت صادق ص وارد است كه : « نحن اصل كلّ خير ؛ و من فروعنا كلّ برّ ؛ فمن البرّ التّوحيد و الصّلاة و الصّيام و كظم الغيظ و العفو عن المسيء و

--> ( 17 ) - اين مطلب را حضرت مؤلّف ، از كتاب « تذكرة الاولياء » « شيخ عطّار » - قدّس سرّه - نقل فرموده است . توضيحى كه دربارهء اين‌گونه مطالب كه ممكن است مورد ايراد و اعتراض واقع شود بايد داده شود ، اين است كه بيشتر اين قبيل امور از براى سالكان طريق ، در حالت مكاشفه واقع مىشود و نه در عالم خارج ؛ و چون جناب شيخ ( قده ) به مكاشفه بودن امر ، تصريح نفرموده ، لذا حضرت مؤلّف نيز براى رعايت امانت در نقل مطلب به چگونگى آن ، تصريح نفرموده است : « تذكرة الاولياء » : 180 ( در حالات جناب « بايزيد بسطامى » قدّس سرّه ) ( 18 ) - ترك كردن امرى كه انجام دادن آن ، ترجيح داشته باشد .