ابو القاسم راز شيرازى

486

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

اولياى الهى است ؛ زيرا كه ظهور نور محبّت و ولايت در انبياء و اوصياء و اولياء عليهم السّلام نيست مگر از بحر محبّت و ولايت ذاتيّهء الهيّهء باقيه ؛ و نور ولايت باقيهء الهيّه ، جامع جميع صفات كماليّه و اخلاق حسنه است كه يكى از آنها صفت فيّاضيّت و جود و كرم است ؛ پس ارواح انبياء و اولياء را عليهم السّلام صفت سخاوت و جود ، فطرى و ذاتى است ؛ و به سبب آنكه از عالم بقا و دوام مىباشند ، هارب و منزجرند از عالم فنا و متعلّقات آن ، و به صفت جود ، دفع مىكنند از خود امور فانيهء زايله را به بذل در طريق الهى ؛ فعلى هذا ، تمام صفات كماليّه و اخلاق حسنه ، فطرى و جبلّى اهل نبوّت و ولايت است ، تخصيص به صفت سخاوت ندارد چنان‌كه در « باب حسن خلق » بيان كرده آمد . و حضرت امام ص اشاره مىفرمايد به درجات عاليه و سافلهء سخاوت ، تماما ، به آنكه مىفرمايد : سخاوت ، چيزى است كه واقع مىشود بر هر محبوبى كه اقلّ آنها دنياست ؛ زيرا كه در ميان درجات و مقامات سخاوت ، مذكور گرديد كه بعضى از درجات آن ، بذل دنيا و مافيهاست - به اقسام مختلفهء سابقه - و بعضى از درجات آن ، ترك تعلّق به ما سوى اللّه ، از دنيا و آخرت و امورات باقيه ، است در طريق محبّت و ولايت الهيّه ، تا آنكه برسد عارف محبّ ، به فناء فى اللّه كه بذل وجود موهوم خود و ما سوى اللّه است . پس عارف ، به سبب محبّت حقّ - جلّ و علا - تيغ لا بر فرق جميع ما سوى اللّه كه محبوبات مجازيّه‌اند مىراند تا ثابت و مستقيم گردد در محبّت و ولايت الهيّه : « تيغ لا بر قتلِ غيرِ حق برانْد * پس نگر كه بَعدِ لا ديگر چه مانْد مانْد الّا اللّه ، باقى جمله رفت * تو بمان اى عشقِ شركت سوزِ زَفت » « 42 »

--> ( 42 ) - با تفاوتهايى در لفظ : « مثنوى معنوى » : دفتر پنجم : 288 : زفت به معنى بزرگ و والامقام است .