ابو القاسم راز شيرازى

487

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

و بعد ، حضرت امام ص سه علامت براى صفت سخاوت بيان فرموده ؛ اوّل آنكه مبالات و پروائى ندارد سخى به مالك شدن و خوردن هركس دنيا را ، اعمّ از مؤمن يا كافر ، مطيع يا عاصى ، شريف يا وضيع « 43 » ؛ و در اين حالت ، اطعام مىكند خلق را و خود گرسنه مىماند ، و مىپوشاند مردم را و خود برهنه مىماند ، و عطا مىنمايد به غير - بدون منّت - و قبول عطا نمىكند از خلق ؛ چنان‌كه در احوال حضرت امام حسن مجتبى ص منقول است كه آن حضرت را مضيفى بود كه انواع اطعمه - شب و روز - در آنجا حاضر مىساختند و خلايق مىآمدند و مىخوردند ، و خود آن حضرت ، تناول نمىفرمودند . روزى ، كسى از مهمانان تصوّر كرد كه چون حضرت از اين غذاها تناول نمىفرمايند ، بيقين غذاى آن حضرت از اين‌ها الطف و اشرف است ؛ لهذا از غذاهاى مجلس نخورد ، و هر قدر او را تكليف به خوردن فرمودند ، ابا نمود ، حضرت اصرار فرمودند ، گفت : « ميل دارم كه با شما غذا بخورم » ! حضرت فرمودند : « بهتر آن است كه از اين غذاها بخورى » ! قبول نكرد ، تا آنكه سفره را برچيدند . پس از آنكه خلق متفرّق شدند ، حضرت غذاى خود را خواستند ؛ آن شخص نظر كرد ، ديد دو قرص نان جوين و سركه‌اى است ، آوردند ، حضرت به او تكليف فرمودند كه اگر ميل دارى بيا و رفاقت نما ! آن شخص تعجّب كرد كه عجب حكايتى ! كه انواع اطعمهء لذيذهء لطيفه به مردم مىخورانند و خود ، نان جوين تناول مىفرمايند ؛ حضرت فرمودند : « تعجّبى نيست ! زيرا كه شيوهء ما اهل البيت اين است » . و ديگر ، چشم پوشيدن اهل عصمت ص و ائمّهء هدى ص است از صورت منصب خلافتى كه خداوند به ايشان كرامت فرموده و واگذاشتن آن را به ائمّه و خلفاء جور از « بنى اميّه » و

--> ( 43 ) - فروافتاده