ابو القاسم راز شيرازى

40

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

معرفة اللّه ، و علم آخرت ، و دقايق آفات نفوس ، و مفسدات اعمال ، و قوّت احاطه به حقارت دنيا ، و مطالعهء نعيم آخرت ، و استيلاء خوف بر قلب ؛ و مراد از علم ، قريب است به آنچه مقصود است از فقه ، نه معانى كه مصطلح شده است تازه در ميان قوم ، مثل حاصل شدن صورت در ذهن ، يا صورت حاصله در نزد عقل و ملكه‌اى كه قدرت به هم رسانند به آن بر ادراكات جزئيّه و غير ذلك از معانى جديدهء علم ؛ زيرا كه علماء ، ورثهء انبيايند كه : « العلماء ورثة الانبياء » « 94 » ؛ و نيست اين معانى ، ميراث انبياء ؛ فرمود حقّ تعالى : إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ « 95 » ؛ و گردانيده است علم را موجب خشيت و خوف ؛ پس آنچه از تصوّرات و تصديقات كه مرتسم مىشود در ذهن ، و موجب خشيت و خوف نيست ، اگرچه در كمال دقّت باشد ، به مقتضاى اين آيهء شريفه ، آن را در عرف شرع ، علم نخوانند بلكه جهل محض است ؛ و جهل ، بهتر از آن است ؛ فعلى هذا ، علوم متعلّقهء به ظاهر عبادات و حلال و حرام را در عرف سنّت و كتاب ، علم حقيقى نگويند ؛ زيرا كه باعث خوف و خشيت نيست بلكه علمى است رسمى كه موقوف عليه اعمال شرعيّه و عبادات است ، و مقصود بالتّبع است . و علوم فلاسفه را نيز علم حقيقى - به عرف شرع - ننامند ؛ زيرا كه از لباب معرفة اللّه و علم انفس و علم معرفت و علم حقارت دنيا خالى است ، و مورث خشيت نيست ، بلكه به اعتقاد بزرگان دين ، راهزن است در طريق الهى نه راهنما : « علم ، چِبوَد ؟ آنكه ره بِنْمايَدَت * زنگِ گمراهى ، ز دل بِزْدايَدَت » « 96 »

--> ( 94 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 356 سطر 17 رجوع گردد : « بصائر الدّرجات » : 10 ، « الكافى » 1 : كتاب فضل العلم : باب صفة العلم و فضله و فضل العلماء : حديث 2 و باب ثواب العالم و المتعلّم : حديث 1 ، « الأمالى للصّدوق » : مجلس چهاردهم : 116 ، « الاختصاص » : 4 ( 95 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 11 و منهج حاضر ، صفحهء 16 رجوع شود . ( 96 ) - « كلّيّات شيخ بهائى » : مثنوى نان و حلوا : 7