ابو القاسم راز شيرازى
465
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
ما بندگان « خسيس الفعل » « 58 » قبيح الخلق ، ذكر شود : « استغفر اللّه العظيم من ذلك الذّنب الجسيم » « 59 » : « كارِ پاكان را قياس از خود مگير * گرچه باشد در نوشتنْ شير ، شير هست يك شيرى كه آدم مىخورَد * شيرِ ديگر هست كآدَم مىخورَد هر دو گون آهو ، گيا خوردند و آب * از يكى سِرگين شد و اين ، مُشكِ ناب جمله عالَم ، اينچنين اشباه دان * فَرقِشان هفتادساله راه دان خَلقِ عالَم زين سبب گمراه شد * كم كسى زِ ابْدالِ حق آگاه شد » « 60 » و قسم ثانى از ايثار و اختيار ، اينگونه است كه ذكر شد ؛ حضرت امام ص اشاره به آن مىفرمايد كه : اگر اختيار كرد عبد متوكّل ، معلّل « 61 » علّت توكّل را كه حقّ - سبحانه و تعالى - است ، باقى مىماند با حقّ تعالى ؛ يعنى باقى ببقاء اللّه مىشود ، چنانكه در قسم عاشر توكّل ، اشاره به آن رفت ؛ و اين مقام نيست مگر مقام اهل عصمت ص در توكّل بر حقّ تعالى . پس حضرت امام ص مىفرمايد كه در اين مقام ، تكبير بگو بر روح خود پنج تكبير - كه صلاة بر اموات است - ؛ زيرا كه روح تو در اين مقام ، فنا يافت از هستى خود . و لهذا مىفرمايد : وداع كن آرزوهاى خود را - تماما - مثل وداع كردن موت از براى حيات ؛ چه ، آرزوها متفرّع بر هستى روح است ؛ روح انسانى كه فنا يافت ، آرزوهاى او نيز فانى مىگردد « 62 » .
--> ( 58 ) - كسى كه به كارهاى پست ، تن دردهد . ( 59 ) - از خداى بزرگ ، از چنين گناه سترگ طلب استغفار مىكنم . ( 60 ) - « مثنوى معنوى » : دفتر اوّل : 8 ( با تفاوتهايى در الفاظ ) ( 61 ) - مسبّب ، باعث ( 62 ) - بزرگان اهل معرفت ، براى نيل به كمال و قرب حق ، به اعتبار هرطور از اطوار باطن انسان ، فنائى قائلند ، و فناى روح ، آخرين مراحل فناست ؛ زيرا كه اگرچه روح انسانى در بالاترين مراتب امكان قرار دارد ، امّا تا فنا -