ابو القاسم راز شيرازى
466
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
و اين قسم ثانى كه حضرت اشاره به آن فرمود ، اعلى مقام توكّل است كه دست هر بو الهوس به سراپردهء جلالت اين مقام نرسد مگر بعضى از شيعيان كمّل كه به فضل ولايت و متابعت اهل عصمت ص بهره به قدر خود از اين مقام يابند . و بعد ، حضرت ، ادنى مرتبهء توكّل را بيان مىفرمايد ؛ و آن ، آن است كه سبقت نگيرى نصيب مقدور خودت را كه در لوح قدر مقدّر شده است به همّت بر تحصيل ، و ملاحظه نكنى مقسوم خود را ، و طلب اشراف و تسلّط ننمائى بر معدوم خود ؛ يعنى آنچه نصيب تو نيست در لوح قدر ؛ زيرا كه همّت در تحصيل حظوظ و نصيب مقدّره - خواه قبل از وقت حاجت و يا در وقت حاجت - و ملاحظه و نظر داشتن به آن و طلب دريافت حظوظ غير مقدّره ، بىحاصل است و ثمرى اصلا ندارد ؛ چه ، آنچه مقدّر است موقّت « 63 » است ؛ در وقت ، خواهد رسيد ، بلكه رزق و نصيب انسان ، برحسب امر رحمان و وعده و ضمانت او ، اسرع است در وصول به انسان از طلب او ؛ و آنچه مقدّر نيست
--> - نيابد ، در حضرت وجوب او را راه نيست ؛ يعنى بايد وجود مجازى امكانى او تبديل به وجودى الهى شود تا شايسته قرب گردد ؛ چنانكه حقّ تعالى فرمود : لا زال العبد يتقرّب الىّ بالنّوافل حتّى احبّه ، فاذا احببته كنت سمعه و بصره . . . الخ و حضرت شارح در اشاره به اين مقام چه نيكو سروده است : عارفِ سرّ غُيوبم كرد عشق * شاهِ اورنگِ قُلوبم كرد عشق سَطوَتِ مُلكِ شمالم درگذشت * ميرِ اقليمِ جنوبم كرد عشق معدنِ خيرات را كردم عطا * فتحِ بابى از غُيوبم كرد عشق غرقم اندر لُجّهء عصمت نمود * طاهر از نقص و عُيوبم كرد عشق طىّ ارضِ مُلكِ امكانم نمود * رو به افلاكِ وُجوبم كرد عشق « كوثرنامه » : 360 و اينهمه ، به سرپنجهء گرهگشاى عشق الهى صورت مىبندد : رزقنا اللّه . ( 63 ) - امرى كه وقت آن معيّن شده باشد .