ابو القاسم راز شيرازى
464
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
خريدند ، چند قدم ديگر كه گذشتند ، اعرابى ديگر رسيد و طالب و مشترى شتر گرديد و گفت : « از براى جهاد مىخواهم » ! حضرت فرمود : « اگر از براى جهاد است ، شتر را به تو مىبخشم » ! عرض كرد : « مىخرم » ! : به فداى اين همّت و ايثار و توكّل شوم : « از على آموز اخلاصِ عمل * شيرِ حق را دان مُنَزّه از دَغَل » « 54 » كجا مىتواند بشرى به حول قرقگاه كوچكترين اعمال و افعال او گردد ، چه رسد به آنكه كسى تواند به حول و حوش قصور عاليهء صفات و اخلاق و احوال او برآيد : « يك ممكن و اين همه صفاتِ واجب ؟ ! * لا حول و لا قوّة الّا باللّه ! » « 55 » پس اعرابى ، بخشش آن حضرت را قبول ننمود ، به يكصد و بيست دينار شتر را خريد ، صد دينار را خواستند به اعرابى اوّل دهند و به عقب او مىگشتند ، ناگاه خدمت حضرت رسول رسيدند ، حضرت فرمود : « يا علىّ ! حقّ ، جلّ و علا ، كه ايثار و عطاى تو را مشاهده فرمود ، درياهاى رحمت خداوندى به جوش آمده ، امر فرمود به « جبرئيل » و « ميكائيل » به صورت آن دو اعرابى شده ، آن شتر كه آفريدهء يد قدرت بود با تو بيع و شرا كردند ، قيمت آن از آن توست ! » . آن حضرت ، حمد الهى بهجا آورده ، آن وجه را در حوايج اهل البيت صرف فرمود . خلاصه ، حيف است ذكر افعال و اخلاق چنين بزرگوار شريف طاهر مقدّس صاحب مجدت و عظمت و سماحتى « 56 » را در تلو « 57 » ذكر افعال و اخلاق
--> ( 54 ) - « مثنوى معنوى » : دفتر اوّل : 72 ( 55 ) - : به منهج اوّل ، صفحهء 111 رجوع شود : « جذبات الهيّه » ( منتخب ديوان شمس تبريزى ) : 425 ( 56 ) - سماحت : بلندهمّتى و جوانمردى و با گذشت بودن ( 57 ) - پيرو ، دنباله