ابو القاسم راز شيرازى

461

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

است در ذات پاك معبود يگانه ؛ پس عبد را به‌جز نيستى و عجز نيست ؛ چگونه تواند قيام به حقّ عبوديّت حقّ نمايد ؟ عاشر از مقامات توكّل آنكه پس از فناء ، عبد بقا و قيام نمايد به حقّ تعالى در جميع امور و افعال خود نه به نفس خود ؛ و ثمرات و فوائد اين مقام ، زياده از حدّ و اجلّ از آن است كه به تقرير و تحرير در آيد : « وفّقنا اللّه الاقامة في هذا المقام بعنايته المستدام » « 50 » . و به علّت جلالت شأن و عظم مرتبه و حسن خصلت توكّل و اشتمالش بر نشئهء صهباى وحدت فعليّهء الهيّه ، حضرت امام - عليه السّلام - مىفرمايد : توكّل ، كأسى است ممتلى از شراب توحيد ؛ يعنى توحيد فعلى حقّ - جلّ و علا - كه ممهور است به مهر او ، و باز نمىكند مهر او را و نمىآشامد از آن شراب الهى مگر متوكّل موحّد ؛ زيرا كه تا حقّ - عزّ و جلّ - متجلّى نگردد بر عبد به نور تجلّى افعال [ و ] عبد متحقّق به معنى « لا فاعل فى الوجود الّا اللّه » « 51 » نگردد ، حالت توكّل حاصل ننمايد . پس نصيبى نيست از جام توكّل كسى را به‌جز از متوكّل ؛ چنانچه حقّ - جلّ و علا - مىفرمايد : وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ « 52 » ؛ يعنى توكّل بر خداوند ، فعل متوكّلين بر اوست - دون غيرهم من النّاس - ، و نيز خطاب به مؤمنين مىفرمايد كه : وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ « 53 » ؛ پس ايمان ، باعث و قفل توكّل است ؛ و توكّل ، مفتاحى است كه باز مىتوان كرد به آن قفل ايمان را تا آنكه برسد عبد مؤمن ، به جواهر نفيسهء مخزونه در خزانهء ايمان از مراتب عاليهء آن ، و برساند توكّل عبد را به آخر

--> ( 50 ) - خداى تعالى ما را توفيق دهاد كه در چنين مقامى به عنايت و لطف مستدامش اقامت گزينيم . ( 51 ) - به صفحهء قبل رجوع شود . ( 52 ) - به ابتداى همين باب ، صفحات 445 و 446 رجوع شود . ( 53 ) - به صفحهء 457 رجوع شود .