ابو القاسم راز شيرازى

462

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

درجهء ايمان كه ولاية اللّه است . و مىفرمايد : حقيقت توكّل ، ايثار است ؛ و معنى ايثار ، بذل حظّ و نصيب خود است بر غير خود و اختيار كردن غير را در حظوظ بر خود . و چون توكّل ، باعث مىشود بذل و ايثار را ، لهذا ناميده است سبب را به اسم مسبّب ؛ و ايثار ، مقدّم داشتن شىء است به حقّ خود . و ممكن است مراد از شىء ، حظّ و نصيب عبد باشد كه ايثار مىنمايد متوكّل بر غير خود ؛ زيرا نصيبى كه خداوند عطا مىفرمايد به عبد ، هرگاه بذل كند بر غير خود ، آن نصيب را باقى داشته است از براى آخرت خود به سبب وعده‌هائى كه حقّ تعالى به باذلين فرموده است در اجر و ثواب ؛ پس گويا وفا كرده است به حقّ نصيب دنيوى فانى خود كه او را بذر از براى ثمرهء اخرويّهء باقيه كرده ، و مقدّم داشته است حقّ نصيب خود بر حقّ خود كه ارتزاق است به آن در دنيا . و حقّ - جلّ و علا - عوض مىدهد در دنيا باذل را ؛ چون ضمان رزق فرموده و در آخرت نيز ؛ چه ، ضمان تلافى حسنات را به مثوبات فرموده . و ممكن است كه مراد از تقديم داشتن شىء به حقّ او ، تقديم داشتن حقّ [ است ] - جلّ و علا - كه شىء حقيقى است به حقّ او ؛ زيرا كه حقّ معبودى كه قادر و مهربان و معطى است بدون خواهش عبد حقوق و حظوظ و نصيب او را ، آن است كه عبد نيز بذل و عطا نمايد بر بندگان محتاج او تا وفاى به حقّ خداوند كه رزق داده است به او ، به بذل و ايثار كرده باشد ، به قدر قوّه و طاقت خود . پس شخص متوكّل ، منفك نمىشود از اثبات يكى از دو ايثار ؛ اوّل : اختيار حظوظ و نصيب خود ؛ يعنى بعد از قيام به توكّل ، آنچه را حقّ ، جلّ و علا ، نصيب او فرموده ، آن را اختيار مىنمايد و به نصيب خود قانع مىشود و طلب زياده از آن نمىكند ؛ و اين شخص اگرچه از حزب متوكّلين محسوب است و ليكن محجوب شده است از حقّ تعالى به حظوظ خود ؛ پس به سبب اختيار