ابو القاسم راز شيرازى
439
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
اعتنا به ساير خلق نمايد ، چه برسد به مدح و ذمّ ايشان . و حضرت امام ص وجه ديگر به جهت عدم اعتنا به مدح و ذمّ خلايق ، به عنوان استبعاد و تعجّب فرموده كه : كسى كه قدرت ندارد بر آنكه صرف نمايد از خود مذمّتى يا امر مذمومى را ، و استطاعت ندارد به آنكه ثابت نمايد از براى خود مدحى يا امر ممدوحى را ، چگونه ديگران اميد به مدح او دارند يا خوف از ذمّ او مىنمايند ؟ ! زيرا كه او عاجز است در امر خود ؛ و مدح و ذمّ شخص عاجز در كار خود ، چه نفع و ضرر از براى غير او دارد ؟ ! پس سزاوار آن است كه اعتنا به مدح و ذمّ عباد عاجزين نشود ، و توجّه و توسّل نمايد به كسى كه قادر است در امور خود و ديگران كه معبود حقيقى است ؛ بنا بر آنكه اعتنائى به مدح و ذمّ عباد - به سبب عجز ايشان - نيست ، طريق مدح و ذمّ بنده ، واحد مىشود ؛ زيرا مدح ، آن است كه حقّ تعالى و خاصّان او قبول و تعريف نمايند بنده را ، و ذمّ ، آن است كه ايشان توبيخ و ردّ نمايند ؛ و سواى اين دو را - در حقيقت - مدح و ذمّ نگويند . و لهذا حضرت امام ص مىفرمايد : بگردان راه مدح و ذمّ خود را واحد ؛ يعنى حقيقت مدح و ذمّ را منحصر در مدح و ذمّ معبود و عباد خواصّ او بدان ، و بايست در مقامى كه غنيمت شمارى مدح و رضاى خداى عزّ و جلّ را از براى خود ؛ يعنى چنان در بندگى حقّ تعالى مستقيم باش كه اعتنا به رضاى خلايق كه باعث مدح است و عدم رضاى ايشان كه باعث ذمّ است نكنى ، و طلب رضاى معبود حقيقى خود كنى كه باعث مدح اوست تو را . پس ، از بيان حضرت ، ظاهر گرديد كه سبب مدح حقّ - جلّ و علا - بنده را ، رضاى اوست از عبد ؛ پس بايد غنيمت شمارد رضاى پروردگار را ، و التفات به رضاى خلايق ننمايد تا علاقهء عبوديّت او مستحكم و كامل گردد . حضرت امام ص مىفرمايد : سبب غنيمت شمردن رضاى حقّ ، جلّ و علا ،