ابو القاسم راز شيرازى

398

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

پس عطا كند در راه حقّ و به نيّت حقّ و از مال حقّ . پس چه بسيار گيرنده كه عطا مىكند دين خود را و او شاعر نيست ، و چه بسيار عطا كننده‌اى كه مورث مىشود نفس او غضب پروردگار را . و نيست رتبه در گرفتن و دادن ، و ليكن نجات‌يابنده كسى است كه بپرهيزد از حقّ تعالى در گرفتن و دادن ، و تمسّك جويد به رشته‌هاى ورع . و مردم در اين دو خصلت ، خاصّند و عامّ ؛ پس خاصّ ، نظر كند در دقايق ورع ، پس تناول نمىكند تا يقين كند آنكه آن حلال است ، و هرگاه مشكل شود بر او امر ، تناول مىنمايد در نزد ضرورت . و عامّ ، نظر مىكند در ظاهر ، پس آنچه را نيابد و نداند غصب و نه دزدى ، مىخورد و مىگويد : « نيست خوف و حرجى ! آن از براى من حلال است ؛ ما حكم مىكنيم به ظاهر ! » . و امر در آن خصلت ، به آن است كه بگيرد به حكم حقّ تعالى و انفاق كند در رضاى او . تحقيق تفصيلى بدان به درستى كه از علامات ايمان و اخلاق مؤمن ، حقير شمردن دنيا و متاع و غنيمت آن ، و عظيم شمردن رضاى حقّ تعالى و قرب و رضاى او ، و آخرت و متاع و درجات و فلاح و نجات در آن است . و دليل اين صفت و خلق در مؤمن ، آن است كه اعطاء مال در راه حقّ تعالى و خيرات و مبرّات ، دوست‌تر باشد به سوى او از گرفتن مال و متاع دنيا به طريق حقّ و از ممرّ حلال ؛ زيرا كه در تحصيل مال دنيا خطرات است و در بذل آن ، سلامتى و راحات ؛ اوّل : در تحصيل مال حلال ، زحمت و تعب بدن است و در بذل آن ، راحت از آن . ثانى : در نگاهدارى آن ، آفات است و در بذلش رفع آن . ثالث : در تحصيل مال ، خطرات است ؛ شايد باعث شود بر آنكه وفا به حقوق شرعى آن از خمس و زكات