ابو القاسم راز شيرازى

363

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

نزول » « 25 » ، نور آن از نور وجود و فيض حقّ تعالى ، و بهرهء آن از فيض وجود ، از

--> ( 25 ) - « قوس نزول » يعنى قوسى كه در مدارج آن ، فيض وجود حضرت حق به موجودات افاضه مىشود . و اين ، اصطلاحى از اصطلاحات اهل معرفت و تحقيق است ، و شرح دوائر توحيدى ( مهر نبوّت ) مبيّن كامل آن است . و آنچه در اينجا بنحو اجمال توان گفت آن است كه ذيلا بيان مىگردد : محقّقان از اهل معرفت ، عالم وجود را به دائره‌اى كه از دو قوس تشكيل يافته باشد تشبيه كرده‌اند ، و نخستين قوس را كه فيض وجود از مقام احديّت جمعيّهء الهيّه در تنزّلات مراتب بر مدارج آن از عالم روح كلّى و عقل كلّى و نفس كلّيّه تا به عالم ظهور كه آن را عالم خلق گويند ، عبور كرده ، و در هر عالم از عوالم ، به مقتضاى شأن آن ، آن عالم را فيض‌ياب فرموده است ، قوس نزول گويند ؛ چنان‌كه « شيخ شبسترى » به لسان اهل حكمت در كتاب « گلشن راز » از اين سير نزولى عالم تكوين در مقام مقايسه با « قرآن » كه كتاب تدوين جهان هستى است ، بدين‌گونه سخن مىگويد : نخستين آيتى ، عقلِ كُل آمد * كه در وى ، همچو باءِ بِسمِل آمد دوم ، نَفْسِ كُل آمد آيتِ نور * كه چون مِصباح شد در غايَتِ نور سوم آيت ، در او شد عرشِ رحمان * چهارم ، آية الكرسى همىخوان پس از وى ، جِرم‌هاى آسمانى است * كه در وى ، سورهء سبع المثانى است نظر كن باز در جِرمِ عناصِر * كه هريك ، آيتى هستند باهِر پس از عنصر ، بوَد جِرمِ سه مولود * كه نتوان كرد اين آياتْ مَعدود به آخر ، گشت نازلْ نَفْسِ انسان * كه بر « ناس » آمد آخر ختمِ « قرآن » « گلشن راز » : 75 و روح انسانى در سير مراتب ، از مرتبهء روح كلّى تا به بدن تعلّق پذيرد ، در اين تنزّلات در هر عالمى از تعيّنات خاصّهء آن عالم بهره‌مند مىگردد تا چنان شود كه چون به بدن كه تار و پودش از تركيب عناصر اين جهان تشكيل يافته تعلّق گرفت ، موجودى ذو نشأتين پديد آيد ، كه : لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ * ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ : تو بودى عكسِ معبودِ ملائك * از آن گشتى تو مسجودِ ملائك بوَد از هر تنى پيشِ تو جانى * وز او دربسته با تو ريسمانى از آن گشتند امرَت را مُسَخّر * كه جانِ هريكى در توست مُضمَر تو مغزِ عالَمى زان در ميانى * بدان خود را كه تو جانِ جهانى « گلشن راز » : 77 زيرا كه فيض وجود ، در تنزّلات مراتب ، جز براى تكميل انسان كه خلاصهء كتاب آفرينش است نزول نيافته است ؛ لذا همهء ذرّات جهان ، زمينه‌ساز حركتى استكمالى براى اين موجود ممتاز گرديده‌اند ، تا او به مدد انبياء و اولياء الهى ، در طريق استكمال عقلى و روحى و ايمانى گام نهد و دگربار ، عوالم نازله را به قدم مجاهدت و رياضت و -