ابو القاسم راز شيرازى

352

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

فضل و عطاى او ، طمع در غير او از اهل دنيا بسته است ؛ و به جهت آنكه ايمان به حقّ تعالى ، مانع است ميان مؤمن و طمع به خلق ، به لسان حال و سرّ به مؤمن گويد كه اى صاحب و رفيق من ! خزانه‌هاى حقّ تعالى مملوّ و پر است از كرامات و انعامات وافره ، و حقّ تعالى عادل و مهربان است بر بندگان خود كه ضايع نمىگذارد اجر احسان‌كنندگان را ، و احسان ايمان در نزد حقّ تعالى ، اعظم احسانات است ؛ زيرا كه قطع وثوق از خلايق و وثوق به حقّ تعالى ، اعظم طاعات و عبادات است ؛ و خداوند ، اجر چنين محسنى را ضايع نخواهد گذاشت . و آنچه در دست مردم است مخلوط و مشوب است به امراض و علل ؛ و چه مرضى عظيم‌تر از مرض فقر و احتياج صاحب مال است به مال خود ؟ كه به اين جهت ، محال است آن را از دست خود بيرون نمايد ، علاوه بر مرض‌هاى ديگر كه در آن است كه به چه جان‌كندنها و وزر و وبال‌ها كه آن را جمع كرده است ، و آن دلبستگيها كه به آن دارد چگونه آن را از دست مىدهد ؟ ! و باز وصيّت مىكند به مؤمن ، ايمان او كه : « توكّل كن بر حقّ تعالى كه دوست مىدارد متوكّلين را : إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ « 17 » ، و دوستان خود را كه اهل توكّلند البتّه ضايع نمىگذارد » . و نيز مىگويد : « قناعت كن در دنيا ؛ زيرا كه متاع دنيا فانى و حقير است و متاع آخرت ، باقى و كثير است ، و عاقل مؤمن به حقّ تعالى ، بايد طلب نمايد متاع عزيز كثير باقى آخرت را از براى عمر باقى اخروى ، و در طلب متاع دنياى فانى حقير ، قناعت نمايد به سدّ جوع و رمق ، و رفع احتياج از خلق » . و حضرت امير المؤمنين ص مىفرمايد : « اگر عاقل را مخيّر سازند ميان اختيار كردن خزف باقى يا ذهب « 18 » فانى ، هرآينه اوّل را اختيار نمايد به سبب

--> ( 17 ) - به منهج حاضر ، صفحهء 301 رجوع شود . ( 18 ) - طلا