ابو القاسم راز شيرازى

330

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

آيينهء او شود و رئيسى از رؤساى « ابليس » يا جندى از جنود او گردد ، و گويا شقاوت و كفر ، فطرى و ذاتى و طبعى او شده . و امور طبيعيّه و ذاتيّه را اختلاف و تغيير نيست ؛ و اگر در اطاعت و مخالفت و كسب اعمال سعادت و شقاوت متوسّط باشد كه : خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ « 44 » اميد است كه به فضل خدا و به شفاعت انبيا و حجج عليهم السّلام مغفور گردد و ظلمت شقاوت كسبيّهء او به نور سعادت شفاعت ايشان مبدّل گردد . فعلى هذا البيان ، سؤال و عذاب و عقاب الهيّه بر طايفهء ثانى ، به عدل الهى وارد آيد كه آيينهء نفوس خود را به اختيار معاصى و مخالفت حجج الهيّه ، چنان ظلمانى و مكدّر كردند كه ظلمت شقاوت ، استعداد مرآت نفس آنها را فاسد نمود كه ديگر قابل توبه و بازگشت به حقّ تعالى و ايمان به او نيستند ، و در آخرت ، به مشاهدهء عذاب و عقاب اخرويّه گويند : رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ « 45 » ، حقّ تعالى به ملاحظهء خبرت بر فساد سريرت و نفس آنها كه قابل سعادت نيستند ، مىفرمايد در جواب كه : كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها « 46 » ؛ يعنى نه چنين است كه مىگويند : لَوْ رُدُّوا لَعادُوا « 47 » ؛ اگر مراجعت به دنيا نمايند ، برگردند بر شقاوت و اعمال خود چنان‌كه بودند ؛ زيرا كه شقاوت ، فطرى آنها شده و تخلّف از آن محال است . پس ظاهر آمد كه حسد در دين اگر مستمرّ گرديد در حاسد ، چون تغيير برنمىدارد ، توبه از براى او نيست و معالجه بر نمىدارد ؛ چنان‌كه مثالش گفته شد . و اگر حسد ، بر نعمت دين نباشد بلكه بر

--> ( 44 ) - . . . عمل خوب و كردار بد را مخلوط كردند ، شايد كه خدا بر ايشان ببخشد : سورهء 9 آيهء 102 : به صفحهء 199 از منهج حاضر رجوع شود . ( 45 و 46 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 539 رجوع شود . ( 47 ) - سورهء 6 آيهء 28