ابو القاسم راز شيرازى
329
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
حسد ذاتى حاسد باشد ، چه بحث و عقاب است بر او ؟ و بيان كلام آن حضرت ، بر وجهى كه كشف قناع « 40 » از مطلب نمايد آن است كه : نفوس انسانيّه در بدايت تعلّق به بدن ، قبل از عمل كردن به طاعات و معاصى ، چون مرآت صاف و خالى از نقش است ، و « طبيعت برزخيّه » « 41 » دارد فيما بين كمال سعادت و شقاوت ؛ اگرچه در بعضى ، استعداد سعادت اقوى باشد و در بعضى ، استعداد شقاوت و در بعضى ، استعداد طرفين يكسان باشد ؛ و ليكن در هر سه حالت ، فعليّت سعادت و شقاوت در بدايت تعلّق به بدن ، در نفس نيست ، و به سبب معاملات شرعيّه در امتثال اوامر الهى و اتيان به امر و انتهاء « 42 » از نهى او ، بتدريج ، نورى در نفس پيدا شود كه هر قدر تمرّن « 43 » در عمل طاعات بيشتر گردد ، نور ايمان در نفس قوىتر گردد و ملكهء نفس شود ؛ و اگر اعمال طاعات و متابعت شريعت الهيّه در اصول و فروع دين استمرار يابد در نفس تا آخر عمر ، چنان ملكهء ايمان قوى گردد در نفس كه ذاتى آن شود ؛ و اگر - نعوذ باللّه - عمل به معاصى بتدريج نمايد ، ظلمتى در آيينهء نفس حاصل آيد ، و به كثرت مخالفت اوامر و نواهى الهيّه در اصول دين و فروع ، ملكهء جهل و ظلمت شقاوت در نفس پيدا شود ؛ و اگر اين مخالفت مستمرّ گردد و تا آخر عمر ملكهء شقاوت و جهل ، چنان در نفس قوى گردد كه نور فطرى نفسش - بالمرّه - از او فرار نمايد ، ظلمت و شقاوت ، ذاتى
--> ( 40 ) - آنچه كه زنان سر را به آن پوشند ؛ كشف قناع كردن از چيزى ، كنايه از آشكار نمودن آن است . ( 41 ) - برزخ در لغت به معنى حدّ فاصل ميان دو چيز است كه با هريك از آن دو مناسبتى داشته باشد ؛ و عالم مثال - چه قبل از تولّد چه بعد از وفات - را نيز در اصطلاح اهل معرفت ، برزخ گويند ؛ زيرا كه در طرفين عالم حس يا عالم اجسام قرار دارند . و در منهج اوّل اين كتاب در صفحهء 66 و 67 در ذيل مثال سابق ، در معنى برزخ ، مطالبى ذكر گرديده است ، رجوع شود . ( 42 ) - بازايستادن ( 43 ) - خو گرفتن