ابو القاسم راز شيرازى
25
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
اعظم كه : قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي « 50 » ؛ و ادراك آن ، مكاشفات و مشاهدات حقيقيّه است . و سابع : غيب خفى است ؛ و آن ، مقام توجّه كامل روح است - بالكلّيّه - به حقّ تعالى ؛ و ادراك او ، معرفت كامل اوست - جلّ مجده - . و هريك از مدارك سبعهء باطنيّه را ادراكى است جبلّى فطرى خاصّ به خود كه ادراك هر مدرك عالى ، محجوب است از مدرك سافل . و نسبت قوّهء اطوار علميّه و مدارك سبعهء باطنيّه با يكديگر ، نسبت و ارتباط « حبوب و اصول » « 51 » و اوراق و ازهار و اثمار است با يكديگر در كثافت و لطافت ، و كدورت و صفا . و وصول به علوم كلّيّه ، و مكاشفات و مشاهدات و معارف حقيقيّهء الهيّه - كه اثمار شجرهء انسانيّهاند - ممكن نيست مگر به عبور و عروج سالك بر اطوار و مدارك باطنيّهء خود ؛ چنانكه وصول به اثمار ، ممكن نيست مگر به تقلّب حبوب در اطوار اصول و اوراق و ازهار ، تا به كمال اثمار و اصل گردد . و حقيقت علم ، ميراث عمل صالح است كه : « من عمل بما علم ، اورثه اللّه
--> - مرتبهء خفى و اخفى است به واسطهء روح به مرتبهء سرّ افاضه مىشود تا در مرتبهء سرّ آنچه از معارف الهى كه درخور توان مرتبهء عقل است از آنچه برتر از توان اوست از هم جدا شود تا آنچه به مرتبهء عقل افاضه مىگردد بيرون از حوصلهء او نباشد و او را تباه نسازد ؛ چرا كه حضرت روح را كلّيّتى است كه به اعتبار آن كلّيّت و وسعت ، شامل مراتب سرّ و خفى و اخفى نيز هست ؛ بنابراين ، تحمّل پذيرش اسرار الهى در شأن كلّى و عظيم و وسيع اوست . امّا عقل از نظر ادراك محدود ، چنين شايستگى را ندارد ؛ اين است كه ميانهء عقل و روح ، مرتبهء سرّ اعتبار گرديده تا بروز تجلّى حقائق از عالم روح به عالم عقل موجب انهدام او ، و بروز جنون نگردد . امّا آن دسته از بزرگان اهل معرفت كه مرتبهء روح را بلافاصله مجاور مرتبهء عقل اعتبار كردهاند ، ممكن است كه اين تفكيك را بعهدهء حضرت روح دانسته باشند . در هر صورت ، چون مرتبهء سرّ و خفى و اخفى هر سه از مراتب حضرت روحند ، لذا تقدّم و تأخّر اين دو مرحلهء مورد بحث ، قادح اصالت مرتبهء روح نتواند بود . ( 50 ) - به منهج اوّل صفحهء 418 رجوع شود . ( 51 ) - دانهها و ريشهها