ابو القاسم راز شيرازى
321
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
شما بر بعضى . به درستى كه از جملهء شرايع « مسيح » ع سياحت در بلاد بود . پس بيرون رفت وقتى به سياحت ، و يكى از اصحاب او كه غالب آن حضرت را ملازم بود و قصير « 11 » بود ، مسافرت نمود با او ، تا آنكه رسيد حضرت « عيسى » ع به دريايى . پس گفت : بسم اللّه به صحّت يقين ! و مشى « 12 » كرد بر روى آب و رفت . پس گفت آن مرد قصير - چون ديد او را كه رفت بر روى آب - : بسم اللّه به صحّت يقين ! و رفت بر روى آب و ملحق شد به آن حضرت . پس داخل شد در قلب او عجب و گفت : اين « عيسى » روح اللّه است بر آب مىرود و من هم مىروم بر آب ، پس چه چيز است فضل « عيسى » بر من ؟ ! پس از اين خيال ، فرورفت در آب و استغاثه كرد به حضرت « عيسى » - عليه السّلام - . آن حضرت ، دست او گرفته ، از آب بيرون آورد و فرمود : چه گفتى اى قصير ؟ گفت آنچه را بر خاطر او گذشته بود . پس آن حضرت فرمود : وضع كردى خودت را در غير آن موضعى كه حقّ تعالى از براى تو قرار داد فرموده ؛ پس غضب كرد تو را حقّ تعالى بر آنچه گفتى ، پس توبه كن از آنچه گفتى به سوى حقّ تعالى ! . پس توبه كرد و عود نمود به سوى رتبهاى كه داشت . پس بپرهيزيد حقّ تعالى را از حسد » . و نيز آن حضرت فرمود : « دين را سه آفت است ؛ حسد و عجب و بخل » . و حسد ، رشك بردن از نعمتى است كه حقّ تعالى به غير حاسد عطا فرموده ، و تمنّاى زوال نعمت از او و دريافت حاسد آن نعمت را ؛ و اين صفت ، ضرر مىرساند به حاسد ، و او را محروم دارد از فضل الهى به سبب قصور معرفت رحمت عامّهء الهيّه ، و قدرت بر افاضهء نعمت بر هركس كه خواهد به قدرى
--> ( 11 ) - كوتاه : مقصود ، كوتاهقدّ است . ( 12 ) - راه رفتن