ابو القاسم راز شيرازى
311
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
است ؛ و اخلاص ، موقوف بر معرفت پروردگار خود است كه حياتدهنده و ميرانندهء اوست ، و بىنيازگردانندهء اوست در دنيا و آخرت از مصالح و ما يحتاج او ، و ما سواى پروردگار - از خلايق - مالك اين اوصاف نيستند ؛ چنانكه حضرت امام ص اشاره به آن فرموده كه : ريا مكن به عملت از براى كسى كه نه زنده مىكند و نه مىميراند و نه بىنياز مىسازد تو را ؛ زيرا كه خلايق چنينند و عمل به رياء از براى ايشان ، بىحاصل و لغو و ظلم است نسبت به حقّ تعالى كه « محيى و مميت و مغنى » « 22 » توست از ما سواى خود آنكه طاعتى كه بايد خالص از براى او كنى به ازاء ربوبيّت و عنايتى كه به تو فرموده است شريك نسازى غيرى را در آنكه قدرت بر نفع و ضرر تو ندارد . و اگر خالص نمايد عبد عمل را از براى حقّ تعالى ، و ليكن مقصود عبد از عمل خير خود ، نفع دنيوى از حقّ تعالى باشد ، پس باز آن را رياء خوانند ، و عمل از درجهء اعتبار ساقط است ؛ زيرا كه منظور از عمل ، تقرّب به حقّ تعالى يا حرث « 23 » آخرت نيست بلكه مقصود او از عمل ، دنياست خواه از حقّ تعالى طلب نمايد و خواه از مردم كه عمل او فاسد است ؛ كما قال اللّه تعالى : مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ « 24 » . و چون وضع طاعات در شريعت مقدّسه ، از براى تقرّب به حقّ تعالى است ، اگر نيّت عبد در آن طاعت ، دنيا باشد - و نيّت ، امر قلبى مخفى - و ظاهر طاعت ، افادهء « 25 »
--> ( 22 ) - زندهكننده و ميراننده و بىنيازكننده ( 23 ) - كشت ، كشتزار : فايده و ثمره ( 24 ) - آنكس كه كشت آخرت خواهد ، بر كشت بيفزاييم ، و آنكه كشت دنيا خواهد ، از آنش دهيم و او را در آخرت نصيبى نيست : سورهء 42 آيهء 20 ( 25 ) - فايده رساندن ؛ افادهء معنايى كردن ، معنايى را رساندن است .